۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

ویژگی های یک دیکتاتور از زبان آیت الله طالقانی..

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/ba/Taleghani-big.jpg

یك دیكتاتور دین را به استخدام می گیرد. شرف و انسانیت را به استخدام خود می گیرد. دروغ می گوید. فریب می دهد. خدا را شاهد می گیرد که من دلسوزترین مردم در حق شما ملت هستم. ولی روحیه اش لجوج ترین و کینه ورزترین مردم است نسبت به خلق!
وقتی سوار کار نشده وعده میدهد؛ وقتی سوار شد دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند. این خاصیت یک دیکتاتور است

سخنرانی آیت الله طالقانی در کاخ سعد آباد
منتشر شده در روزنامه کیهان ۲۵ مرداد ۱۳۵۸

.
Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

میرحسین موسوی و مهدی کروبی با بدن هایی خون آلود به زندانی نظامی انتقال داده شدند

خبر فوری

بر اساس اخبار موثق از درون ایران که لحظاتی پیش بدستم رسیده و در حقیقت این امر  تردیدی وجود ندارد مهندس میر حسین موسوی و آیت الله مهدی کروبی دو تن از رهبران جنبش سبز مردم مظلوم ایران پس از توطئه حصر خانگی در ساعت ۳ بامداد شب گذشته  یعنی صبح روز پنج شنبه 5 اسفند ماه ۱۳۸۹ با تدابیر شدید امنیتی بوسیله تیمهای اطلاعاتی و امنیتی سازمان اطلاعات سپاه به رهبری  محسنی اژه ای به زندانی زیر زمینی در منطقه نظامی پارچین که از لحاظ امنیتی تحت کنترل وزارت دفاع می باشد به همراه همسرانشان انتقال داده شده اند

 این در حالی است که به تائید منبع با وجدان خبر مهندس میر حسین موسوی کاملا در زمان پیاده شدن از خودرو آمبولانس مضروب و خون آلود بوده است و آقای مهدی کروبی با پاها و دستان بسته در داخل یک کسیه بزگ و در صندوق عقب یک خودرو پژو به آنجا انتقال داده شده و پس از بیرون کشاندن بدن بی حرکت ایشان از کیسه و متعاقبا بر روی زمین بدن خون آلود و متورم ایشان اجازه به کسی نمیداده که ایشان را مورد شناسائی قرار دهد ولی این بدن خون آلود کسی بغییر از شیخ مبارز سبز فرزند آیت الله احمد کروبی یعنی مهدی کروبی بود . ولی منبع خبر تائید می کند که در زمان آوردن مهندس موسوی و آقای کروبی  که به فاصله 20 دقیقه یکی بعد از دیگری به آنجا انتقال داده شده اند همسران آنها با آنها نبوده اند و هر دو در مکانی نامعلومی دیگر در منطقه دماوند نگهداری می شوند .

لازم بذکر است این زندان مخفی همان زندانی است که خلبان اسرائیلی مفقود الاثر ران اراد و مامور اف بی آی امریکا که در جزیره کیش ربوده شد در آنجا نگهداری می شوند و این زندان کاملا زیر زمینی و در عمق ۴۵ متری زیر زمین قرار دادرد که بوسیله آسانسور تردد به داخل آن ممکن می باشد ولا غیر .

امید است همانگونه که خدا یار مردم ایران بوده یار و پشتیبان این دو مرد با غیرت جنبش سبز باشد و دشمن نتواند از آنان به هر نحوی سوء استفاده کند .

به امید آزادی این عزیزان و بقیه دربندان جنبش سبز ایران

زنده باد ایران

حمید رضا ذاکری

 
Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

اطلاعیه بسيار مهم بیت حضرت آیت الله العظمی منتظری در سالگرد ارتحال معظم له

http://www.img4up.com/up2/11243422280244.jpg

ماه محرّم یادآور قیام امام حسین (ع) بر ضدّ خودکامگی است که به فرمودۀ حضرتش برای طلب اصلاح در امّت جدّش حضرت محمّد (ص) قیام نمود.

و اینک سوّم ماه محرّم سالروز ارتحال حضرت آیت الله العظمی منتظری فرا می رسد. مردی که مصداق بارز «انما الحیاة عقیدة و جهاد» بود و این کلام مولایش امام حسین (ع) را در طول حیات پر برکتش جامۀ عمل پوشانید. او بر خلاف عقیده اش سخن نگفت و عمل نکرد، و قدرت را جز در تقرّب به خدای واحد و وسیله ای برای احقاق حق و ابطال باطل باور نداشت و هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نکرد؛ و به راستی که موحّد و یکتا پرست بود. او مقام و قدرت را تا آنجا می خواست که بتواند حق مظلوم را از ظالم بستاند و یا عدالت را برقرار نماید، و در غیر این صورت قدرت و حکومت را به راحتی به قدرت طلبان وا می نهاد.

عظمت و شکوه مراسم تشییع آن بزرگوار نشان داد که تبلیغات گسترده و مستمر علیه ایشان در بیست سال گذشته نه تنها بی اثر بوده است بلکه محبوبیت ایشان را در بین مردم آشکار نمود و همین امر باعث شد که بدخواهان مانع برگزاری مراسم ترحیم او شوند و به ناچار سال گذشته مجلس ترحیم چهلم در محلّ محدود دفتر برگزار گردید.
 این مراسم محدود را نیز تحمل نکردند و بعد از مراسم چهلم آن مرحوم با اینکه در کمال آرامش برگزار شد، برخی از شرکت کنندگان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی نیز دستگیر شدند که بعضی از آن عزیزان تا چند ماه در بازداشت بودند.
دفتر معظم له نیز شش ماه قبل در حضور نیروهای امنیتی و انتظامی، پس از هجوم وحشیانۀ لباس شخصی های حکومتی، با حکم دادگاه ویژۀ روحانیت و پس از غارت اموال و وجوه مربوط به شهریۀ طلاب، مسدود و پلمب گردید؛ در صورتی که بنا بر وجوب یا جواز بقای بر تقلید میّت و به دلیل اجازات مراجع معظم تقلید جهت ادامۀ کار دفتر، اعمال مذکور غیر قانونی و خلاف شرع بوده و به هیچ وجه قابل توجیه نیست، این در حالی است که دفاتر بسیاری از مراجع تقلید فقید پس از گذشت سالها از رحلت آنان هنوز دایر می باشد.
 قابل ذکر است که شهر مقدس قم همواره به عنوان پایگاه و حرمی امن برای سران نهضتها و آزادیخواهان بوده است؛ چنانچه در نهضت مشروطه علمای تهران، در قم تحصن کردند تا هیچ قدرتی نتواند متعرّض آنان شود؛ حتی در رژیم گذشته بیوت مراجع تقلید تا حدودی دارای حریم بود و خانواده های زندانیان سیاسی به آن پناه می بردند؛ اما متاسفانه در دوره ای که به نام جمهوری اسلامی حکومت می شود دیگر حریم امنی نیست تا آنجا که برای برگزاری مجلس ترحیم مرجع تقلیدی که خود از بنیانگذاران این نظام بوده است امنیتی وجود ندارد.
 بیت آیت الله العظمی منتظری با تقدیر و تشکر از تمامی عزیزان و انسانهای آزاده ای که برای تجدید عهد و با اشتیاق خواهان شرکت در مراسم سالگرد آن عزیز سفر کرده می باشند به اطلاع می رساند: با عرض معذرت به دلیل در اختیار نداشتن مکان مناسب جهت برگزاری مراسم و به منظور جلوگیری از تکرار حوادث سال گذشته و دستگیری ها و ضرب و شتم ها، از برگزاری مراسم سالگرد خودداری نموده و سوگمندانه و با قلبی داغدار و محزون شکایت به درگاه احدیّت می بریم. به امید بهروزی ملت ایران و آزادی زندانیان بی گناه که ماهها و سالهاست در بند خودکامگان اسیرند.

« و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون »

1389/9/12
بیت حضرت آیت الله العظمی منتظری رضوان الله تعالی علیه

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

سبز بودن مهم نيست ، چگونه سبز بودن مهم است

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ7fUPIXjZCyhBYjIW59JYqPKegc2Kfr8jZfF6cuY1z_SivX3zI

قرارمان این نبود! مدتی است بدجوری داریم شبیه دشمنان می شویم.
 ماشین کشاورزی ما، مدتی است به طرز جنون آمیزی به جان این کشتزار افتاده و به جای داشت و کاشت و برداشت محصول سبز، دارد ریشه های این کشتزار را از بیخ و بن می سوزاند و کاه نفرت و کینه جویی و انتقام تولید می کند.

 سئوال این است چه کسانی گهگاه بر بلندای این ماشین درو می نشینند و اینگونه "ریشه سوزان" به راه می اندازند؟

مدتی است فراموش کرده ایم، آنچه که ملت را به حضور در این جنبش حق طلبانه دعوت کرد و آنان را برانگیخت، "جاذبه" حق و عدالت خواهی و آزادیخواهی بود نه "دافعه" توپ و تشر و افترا و تهمت.

مدتی است فراموش کرده ایم رویش و زایش، مأموریت اصلی ما بود و نه ریزش و سوزاندن ریشه ها. هنر این کشتزار، در جذب و رویش حق طلبان بود نه در دفع و ریزش مردمان!

مدتی است فراموش کرده ایم دشمنان و حاکمان، آنقدرها امکانات و نیرو و مکر و حیله دارند که در میان جامعه های حقیقی و مجازی ما رخنه کنند، از ما انقلابی تر بنمایند و جلودار صف بشوند و لحن ما را به مرور از سبزی به سیاهی تغییر دهند و از ما هم جماعتی کینه توز و دشنام گوی و سیاه ذهن همچون خودشان بسازند.

یادمان رفته است که آنها بیکار ننشسته اند، آمده اند تا به مرور لحن و گویش ما را عوض کنند، شفقت و سبزی ما را از ما بگیرند و از ما هم سیاه دلانی بسازند شبیه خودشان. تا ما هم کسانی شویم که تاب تحمل نقد و نظر مخالفان و دگراندیشان را ندارند. که قطارمان در هر ایستگاهی، کسانی را پیاده کند و تنهاتر شویم.

برخی از ما گمان می کنیم برحق بودنمان، ما را بر انجام هر اشتباهی "محق و مجاز" می کند! و نمی دانیم برای برحق بودن، باید روز به روز بر مدار حق باقی بمانیم. گویا فراموش کردیم اگر خود را "حق مطلق" فرض کنیم، به همان مسیری می رویم که باطلان امروزی در آن مسیرند.

این راه، همان مسیر سیاهی است که دشمنان ما سالها قبل رفتند و چون گمان می کردند بر حق هستند، حق دیگران را ضایع کردند و زبانها را بریدند و از کشته ها پشته ها ساختند و به چنین عاقبتی رسیدند که اکنون سیاهترین استبداد دینی را اداره می کنند. آیا ما نیز بر آن مسیر می رویم؟
ما فراموش کردیم جذبه مهر و جادوی حق طلبی بود که از ما "بی شماران" ساخت، وگرنه نکبت توهین و تهمت و تهدید که "بی شماران" نمی آفریند. فراموش کردیم ما مردمانی بودیم که نمی خواستیم به زور به بهشت ببرندمان، آن وقت خودمان تبدیل شده ایم به جماعتی که می خواهیم به زور دیگران را سبز کنیم و اگر هم سبز نشدند؛ با بی طاقتی آنها را به لجن می کشیم! فراموش کرده ایم ما را زورگویی و ستم حاکمان به این عصیان رسانده، اما اینک خودمان زورگویی و ستم می کنیم و تاب تحمل هیچ دگراندیشی را نداریم. فرق ما با آنانی که بر ما ستم کرده اند، در چیست؟
مدتی قبل دوست عزیزمان جعفر پناهی را به جرم طراحی یک فیلم در ذهنش به زندان بردند. جهانیان بر این حماقت حکومت خندیدند که هنرمندان را قبل از ساختن یک فیلم به زندان می برند و قصاص قبل از جنایت می کنند! اما اینک با زمزمه "شروع ساختن یک فیلم" درباره ندای عزیز، ما شبیه همان واکنشی را نشان می دهیم که حکومت با زمزمه "شروع ساختن یک فیلم" توسط جعفر پناهی نشان داد! آنها پناهی را به جرم فکر ساختن یک فیلم به زندان بردند و شکنجه کردند و ما اکنون داریم همان کار را با عوامل ساخت یک فیلم دیگر می کنیم.

واکنش ما توهین و تحریم و افتراهایی است که به عوامل ساخت یک فیلم که هنوز ساخته نشده نثار می کنیم! حاکمان، فکر و ایده ذهنی جعفر پناهی را قبل از ساختن فیلمش دربند کردند و ما هم اینگونه می کنیم! براستی ما با دشمنان خود چه تفاوتی داریم؟ آنها ابزار سرکوب و داغ و درفش دارند و ما نداریم؟ همین؟ مگر نه اینکه قرارمان این بود "چو می توان به صبوری کشید جور عدو، چرا صبور نباشم که جور یار کشم"؟ آیا قرارمان اینگونه تاراندن یاران و ترساندن مردمان بود؟ آیا اینگونه ما "بی شمار" خواهیم ماند؟ من تردید دارم.

آیا بهتر نیست با همان سبزاندیشی که شعارش را می دهیم و باورش داریم، با هنرمندان سخن بگوییم و آنها را دوستانه انذار و هشدار بدهیم که بازیچه سیاست ورزی حاکمان نشوند؟

 
آیا نمی توانستیم با رعایت شأن هنری "علیرضا افتخاری" از او بابت در آغوش کشیدن رئیس دولت کودتایی، دوستانه و برادرانه گلایه کنیم؟ آیا با هتاکی و فحاشی به او و بازیگران این فیلم، این هنرمندان را از "قهر" خود می ترسانیم، یا به "مهر" خود مبتلا می کنیم؟

آیا ما بدنبال برپاسازی حکومت قهریم یا دولت مهر؟ آیا بدنبال آزادی انتخابیم یا بدبنال بنا کردن یک دیکتاتوری دیگر؟ به اعتقاد من، دیگر "سبز بودن یا نبودن" مسئله نیست! بلکه "چگونه سبز بودن" مسئله است. حق طلبی و آزادیخواهی، با خیلی از این رفتارها و تندخوئی ها تناسبی ندارند.

اگر به هوش نباشیم، جنبش حق طلبانه و آزادیخواهی ایرانیان، این بار هم به دامی می افتد که کسانی آگاهانه طراحیش می کنند و محصولی جز ناامیدی و یأس و سرخوردگی به بار نمی آورد و مردم باز هم از حق طلبی سرخورده خواهند شد. و باز ما می مانیم و کشتزاری آفت زده و آسمانی که شاید دیگر سخاوتمندانه نبارد.

 باید به "چگونه سبز بودن" بیشتر از این بیندیشیم وگرنه اگر کشتزار حق طلبی مردممان این بار هم با ناامیدی از این رفتارها و تندیها بخشکد، باید سالیان دراز باز هم افسوس خورد که:"خشک آمد کشتزار من، در جوار کشت همسایه..." و باز باید نالید:" قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟"

 اگر براستی خونخواه ندا و سهراب و شهیدان سبزاندیش خود هستیم، باید در روشها تجدیدنظر کنیم و شبیه دشمنان نشویم.

"بیشماری" فریبمان ندهد که هر روز کسانی را به بهانه ای از قطار جنبش حق طلبی پیاده کنیم.

این قطار، با نفس و درد مشترک همه ایرانیان تا به این ایستگاه رسیده و استبداد دینی را به زانو و استیصال درآورده است. نفسش را نگیریم و هوشیارتر باشیم.

به قلم بابك داد




Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

آخرين تصوير از قبر حضرت آيت العظمي منتظري - عيد غدير سال 89

http://www.img4up.com/up2/53493174523166.jpg 

عيد غدير سال 89 - تصويري از قبر مرجع مظلوم حضرت آيت العظمي منتظري و شاخه گلي با عنوان " پدر مهربانم عيدت مبارك"

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

ما از این طاغوت به تو پناهنده شده بودیم ...

صحبت رقابت نبود ...
انتخاب نبود ....
حتی سیاست هم نبود ...
آهای ! میر… !!  ما از این طاغوت به تو پناهنده شده بودیم 

http://www.img4up.com/up2/4314142158196537.jpeg

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

آموزش آداب زناشوئي به دانش آموزان تهراني ( طنز از ابراهيم نبوي)

نوشته اند که بناست آموزش آداب زناشویی به دانش آموزان تهران تدریس شود. چقدر هم این کار خوبی است. حداقل فایده ای که دارد این است که جای یک چیزهایی مشخص می شود و معلوم می شود  [...] را باید کجا گذاشت. 
در یک بررسی علمی می بینیم الآن سطح اطلاعات جنسی بچه های دبستان و دبیرستان خیلی بالاست، فقط نمی دانند چطور باید درست استفاده کنند. 
شما به فحش های مردم دقت کنید. مثلا اینکه شلوارتو می کشم پائین. یا مثلا خشتک تو در می آرم، یا مثلا فلان به فلان مادر فلانی. یا مثلا [...] برای فلانی. ناراحت نشوید. به من هم نگوئید بی ادب، من فقط همان چیزهایی را که همه هر روز می گویند، مودبانه نوشتم. 
مثلا رئیس جمهور فرمودند " غربی ها پشم و پیل شان ریخته است." این موضوع کاملا درست است، نامش هم اپیلاسیون است.
همین که به بچه ها بگوئیم که همان کاری را که می خواهند با روح پدر بدبخت فلان آدم انجام بدهند، با همسر خودشان انجام بدهند، حل است. با روح که نمی شود، حداقل من بلد نیستم. ما سطح دانش جنسی مان خیلی بالاست، فقط به جای اینکه آن را در مدارس بصورت مودبانه بگوئیم تا بچه ها یاد بگیرند،
به عنوان فحش از آن استفاده می کنیم. حتی در مورد سیستم فاضلاب هم این استفاده غلط وجود دارد، مثلا " من [...]م به قبر پدرت" نوعی استفاده غلط است. اگر یاد بدهیم که به جای این فحش یا مثلا فحش های خیلی انتزاعی مثل این  که واقعا نوعی تخلیه سوررئالیستی است که باعث آلودگی محیط زیست می شود، از فحش های درست و حسابی استفاده کنند و به بچه ها بیاموزیم که از گنجینه بیکران فحش های ناموسی شان برای افزایش سطح اطلاعات جنسی استفاده کنند. من قول می دهم خیلی زود حل می شود.

به قلم ابراهيم نبوي

http://img31.picoodle.com/img/img31/2/6/16/saeed62/f_2qjjdjcm_0422ab0.jpg
Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

یزید اگر قبای حسین پوشید ، تکلیفمان چیست؟

من در این نینوا وا مانده ام
که هر دو سوی نبرد می گویند: «یـا حسـیـن»
کاش یزید ها تا ابد بوی شراب انگور می دادند!
یزید اگر قبای حسین پوشید
تکلیفمان چیست؟

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تصویر کارت شرکت در جلسه کنکور کسی که هیچ گاه به دستش نرسید


http://www.img4up.com/up2/2553103322005215.jpg 

محمد کامران، از بازداشت شدگان ۱۸ تير سال 88 بود که  بر اثر جراحت‌های وارد شده حاصل از شكنجه ، در بيمارستان مهر تهران از دنيا رفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

این جوان 18 ساله که قرار بود در کنکور پزشکی دانشگاه آزاد شرکت کند، روز هجدهم تير در حوالی ميدان وليعصر تهران دستگير و به بازداشتگاه کهريزک منتقل شد و از همان جا هم روانه بهشت زهرا شد
....

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

اما هنوز اين سوال در ذهن باقي مانده كه به كدامين گناه كشته شد؟

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: GBuzz :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed