
۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه
کهریزک هنوز قربانی میگیرد

همزمان با ادعای نیروی انتظامی مبنی بر عدم وجود ارتباط میان ترور دکتر عبدالرضا سودبخش و دکتر غلامرضا سرابی، دو پزشکی که در هفته گذشته در تهران به قتل رسیدند، رسانه های مستقل خبری، از ترور دکتر سودبخش به دلیل معاینه قربانیان جنایتگاه کهریزک و قتل دکتر سرابی به دلیل معاینه برخی از مقامات حکومت اسلامی و اطلاع از وضعیت پرونده پزشکی آنها خبر داده اند.
انتشار خبر ارتباط ترور دکتر سودبخش با پرونده جنایتگاه کهریزک که به تازگی "متهم اصلی" آن از سوی عباس جعفری دولت آبادی، "سعید مرتضوی" عنوان شده است، موجب شد تا دیروزاسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، هرگونه ارتباط این ترور با جنایت کهریزک را تکذیب و بنا به گفته یکی از حاضرین در "نشست خبری هفتگی نیروی انتظامی"، به خبرنگار طرح کننده سئوال ارتباط این ترور با کهریزک نیز پرخاش کند.
به گزارش ایسنا، احمدی مقدم در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه "وطن امروز" و پس از اعتراض به وی مبنی بر اینکه "ما نباید خودمان تولید ابهام کنیم و این سئوالی نیست که خبرنگار وطنامروز بپرسد"، با رد هرگونه ارتباط دکتر سودبخش با جنایتگاه کهریزک گفته است: "این قتل هیچ علت سیاسیای نداشته است و هیچ ربطی به مسأله کهریزک ندارد، حتی پلیس از وزارت علوم نیز استعلام کرده و این پزشک هیچ سابقهای در کهریزک ندارد و ما اعلام میکنیم قطعا این قتل علت سیاسی نداشت و بهطور حتم این پزشک فردی سیاسی نبوده است".
علاوه بر فرمانده نیروی انتظامی که محمد رضا رادان، جانشین وی در این نیرو هم از جمله متهمان مطرح پرونده جنایت کهریزک است، عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران نیز یک روز قبل از سخنان احمدی مقدم، ترور زنجیره ای دو پزشک در تهران را "بی ارتباط با هم" دانسته و به فارس گفته بود: "تا کنون طی بررسیهای صورت گرفته هیچگونه ارتباطی میان قتل دکتر عبدالرضا سودبخش عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و حادثه سوءقصد به جان دکتر غلامرضا سرابی پیدا نشده است".
محمد شهریاری، قاضی کشیک دادسرای جنایی تهران نیز در تکمیل پروژه "بی ارتباط نشان دادن ترور ها" از اعتراف دو متهم به قتل دکتر سرابی و با انگیزه گرفتن انتقام مرگ مادرشان که در حین عمل جراحی قلب جان باخته، خبر داده بود.
این ترورها در حالی بی ارتباط با یکدیگر و نیز با مسائل سیاسی جلوه داده می شوند که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران با انتشار بیانیه ای به صورت تلویحی به انگیزه های سیاسی این ترورها اشاره کرده و آنطور که سایت آفتاب گزارش داده، آورده است: "پس از سوءقصد اول در حالی که فضا ابهامآلود به نظر میرسید، پلیس آگاهی تهران بزرگ انگیزه قتل را شخصی خواند و هر احتمال دیگر را منتفی دانست. پس از سوءقصد دوم نیز به سرعت این دو حادثه را فاقد هیچ ارتباطی ارزیابی نمود.
آیا نگران کننده نیست که دو تن از بزرگان جامعهی پزشکی، در پایتخت و نه در مناطق دور افتاده و همچنین در پر رفتو آمدترین ساعات به ضرب گلوله کشته شوند و ما به راحتی با توجیه شخصی بودن این جنایات از کنار آن بگذریم؟"
این بیانیه می افزاید: "انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران ضمن محکومیت شدید این جنایات اسفبار و ابراز نگرانی از تکرار این وقایع، از مسئولین امر خواستار پیگیری هر چه سریعتر موضوع و دستگیری غیرفرمایشی عوامل اصلی آن است".
گفتنی است، پیش از این نیز، فرمانده نیروی انتظامی قتل مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی، دکتر وظیفه جنایتگاه کهریزک را "خودکشی" عنوان کرده بود.
اینک علاوه بر افزایش شائبه ترور دکتر سود بخش به دست "آمران جنایت کهریزک" برخی منابع خبری از ارتباط قتل دکتر سرابی با اطلاعات وی از پرونده پزشکی برخی از مقامات جمهوری اسلامی خبر می دهند.
این منابع خبری تاکید کرده اند که این "متخصص جراحی قلب" بر خلاف ادعای قاضی کشیک دادسرای جنایی، با انگیزه های سیاسی به قتل رسیده است.
از خردادماه سال گذشته تا کنون علاوه بر ٣ پزشک یعنی رامین پوراندرجانی، غلامرضا سرابی و عبدالرضا سودبخش، دکتر معتمدی، استاد دانشگاه تهران و دکتر مسعود علی محمدی ترور شده اند. ترورهایی که موجب افزایش وحشت جامعه دانشگاهی کشور شده؛ تا کنون عاملان هیچ یک از این جنایات معرفی و یا شناسایی نشده اند.
۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه
۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه
تصویری از شهید خرازی در کنار حضرت آیت الله صانعی
تصویری زیبا از دیدار سردار سرلشگر شهید حسین خرازی فرمانده لشگر 14 امام حسین(ع) با حضرت آیت الله العظمی صانعی در جبهه جنگ/ ( یاد باد آن روزگاران یاد باد)
کجایند مردان بی ادعا؟
دروغ های احمدی نژاد تمامی ندارد

می خواهم در مقابل كسانی كه از دورغگویی های اخیر احمدی نژاد (درباره سنگسار و آزادی ایرانیان و 11 سپتامبر) به خشم آمده اند، زاویه دیگری بگشایم.
گاهی نه تنها راستان و راستگویان كه همواره سربازان مخلص حقیقت هستند، بلكه اتفاقا" دروغگویان بی آنكه بدانند و بخواهند، به تلألؤ گوهر حقیقت كمك می كنند. این سند اثبات حقانیت "حقیقت" است كه حتی دشمنانش، ناخواسته به برقراری آن یاری می رسانند.
اگر ما مردمان به ستوه آمده برای رهایی از این دوران سخت عجله نداشتیم، یا اگر فقط ناظرانی بیخیال بودیم كه در كناری ایستاده بودیم، شاید باید احمدی نژاد را یك "عطیه بزرگ" برای هوشیاری مردم دنیا در مقابل دروغ و نیرنگ می دانستیم و ای بسا به خاطر كمكی كه ناخواسته به "كشف حقیقت" می كند، خدای را بابت وجود امثال او سپاس می گفتیم. او نعمتی بزرگ می بود برای حقیقت، اگر ما تا به این اندازه دربند و گرفتار و به جان آمده نبودیم و اگر برای رهاشدن از این وضعیت تلخ، این چنین بی تابی نداشتیم. او و حكومت كودتایی با سرعتی عجیب به سوی نابودی خویش قدم بر می دارند و حتی بدون دخالت دیگران، بنیان آنها به سستی خانه عنكبوت است.
زیرا بن مایه خانه شان از فریب و ریا و دروغ بنا شده است. اما حالا كه بی تاب رهایی هستیم، باید بیش از یك ناظر كه به تماشای تخریب خانه عنكبوتی آمده، تلاش كنیم.
احمدی نژاد و تفكری كه او نماینده آن است و بر دروغ و افترا بنیان گذارده شده، امروز بی آنكه بخواهند در حال خدمتی بزرگ به "گوهر حقیقت" هستند. بسیاری از خدمتگزاران غیابی عنصر حقیقت، اتفاقا" دروغگویان بزرگی همچون احمدی نژاد هستند كه با "كژنمایی حقیقت"، در نهایت به جستجوی بیشتر و "كشف حقیقت" یاری رسانده اند و باعث هوشیار شدن مردم و دفاع سرسختانه تر آنها از گوهر حقیقت شده اند. كمی تأمل كنیم در می یابیم در این سالها، هیچكس به اندازه خود احمدی نژاد نتوانسته مردم جهان را به تأمل درباره حقایق درون ایران ناگزیر كند! زیرا هیچكس به اندازه او نتوانسته ما و مردمان دیگر را از دروغ و تقلب و خیانت در واقعیات و كژنمایی حقیقت ها منزجر و متنفر كند. براستی چه كسی توانسته ما را به راستگویی و امانتداری ترغیب كند، بیش از احمدی نژاد و همفكرانش كه دیده ایم به چه سهولتی دروغ می گویند، با چه صراحتی تقلب می كنند و حقایق بدیهی را وارونه جلوه می دهند؟سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل درباره "كژنمایی واقعیت تاریخی 11 سپتامبر" یا هولوكاست باعث می شود ما به این نكته اهمیت بیشتری بدهیم كه همواره دروغگویانی چون او هستند (و شمارشان كم هم نیست) كه حقایق را "واورنه" و یا كج جلوه می دهند، تا به مقاصد خاص خود برسند. كژنمایی احمدی نژاد درباره هولوكاست و یازده سپتامبر كه بی شمارانی آن وقایع تلخ را با چشم خود دیده اند، باعث می شود جهانیان به دفاع از حقیقت ترغیب شوند، كاوش و جستجوی بیشتری بكنند و به حقیقتها دست یابند. باعث می شود آنها اندیشه كنند كه مبادا درباره اتفاقاتی كه با چشمان خود ندیده اند و یا درباره آنچه درون زندانها و جامعه تحت ستم ایران می گذرد ، احمدی نژاد به همین اندازه دروغهای گستاخانه و بزرگ گفته باشد؟ آنها در بسیاری مدعیات دیگر او تردید كرده و می كنند و در این مسیر، بیش از همه مسلمانان جهان به سایر گفته هایش شك دارند. زیرا به هر كیفیتی، مسلمانان جهان نسبت به دروغ و كژنمایی حقایق حساس اند و بخصوص بعد از شنیدن اخبار تجاوزها و جنایات حكومت ایران، هوشیارتر شده اند.برای ملت ایران هم كه دستانش زیر ساطور حكومتی خونریز گیر كرده، این نعمت بزرگی است كه احمدی نژاد را به كژنمایی درباره اتفاقی مثل 11 سپتامبر و یا سنگسار زنان ناگزیر می كند. زیرا این ملت عمری است دروغ شنیده و فریبكاری دیده، ولی همچنان نیازمند هوشیاری بیشتر برای مقابله با "فرهنگ دروغ" است.
اكنون بزرگترین "گروگان" حكومت كودتایی را نه فقط ملت ایران و یا زندانیان، بلكه باید "گوهر حقیقت" دانست. حكومت حقایق بسیاری از این دوران سی ساله را با قلب و فریب دستكاری كرده و تلاش دارد این دروغها را در اذهان فرزندان و جوانان ما و مسلمانانی كه "نسخه شفابخش اسلام طالبانی" را باور كرده اند، حك نماید.
باطل السحر این تحریفهای بزرگ تاریخی، آگاهی مردم است و به همین دلیل است كه نخبگان و آگاهی بخشان و روشنفكران، در تیررس بدترین حملات، اهانتها و افتراها و شكنجه ها و آزارها قرار گرفته و می گیرند. زیرا آنها چراغ راه را افروخته اند و مسیر حقیقت را می نمایانند.
باری! موقعیت بزرگی است كه دروغگویانی چنین وقیح در مقابل ما ایستاده اند. اقدام آنها به همان اندازه كه ما را خشمگین می كند، باید بر عزم و اراده و انگیزه ما برای مبارزه با فریب و نیرنگ بیفزاید. باید ما را برای دفاع از حقیقت مصّمم تر سازد و این واقعیت را به ما گوشزد كند كه دشمنان راستی و حقیقت، همواره آماده اند تا حقیقتهای بزرگ را فدای نیّات حقیر خود كنند. این مائیم كه اگر نتوانیم بر فرهنگ دروغگویی و سایر ترفندهای روانی آنها غلبه كنیم، و اگر سلاح هوشیاری خود را وا بنهیم، قطعا" از دامگه این دروغگویان در امان نخواهیم ماند و قربانیان آن خواهیم بود. هرچند كه جهان و خرد جمعی آن، عاقبت این خدایان دروغ را به قهقرای نابودی خواهد فرستاد.
اما ای كاش، بت شكنان این خدایان دروغین، قبل از همه، مردم حقیقت طلب ایران باشند. و ای كاش همواره مراقب نهال حقیقت و ترفندهای دشمنانش باشیم. تا از این رندان دروغگو كه به "سربازی ناخواسته" برای خدمت ناخواسته در لشگر كشف حقیقت آمده اند، بیشترین بهره را ببریم برای تخریب بنای دروغ و فساد
به قلم بابک داد
۱۳۸۹ مهر ۱, پنجشنبه
به قول دکتر شریعتی: آنـهـا از فـکـر تــو مـیـتـرسـنـد
گیرم که در این یکسال اوضاع مملکت به زور و ضرب سرکوب وحشیانه و تازیانه ی صاحبان قدرت آرام گرفته و خیابان مانده و سنگ فرشی که از خون جوانان این مرز و بوم رنگین شده!
گیرم صداها همه خاموشی گرفته اند و گنگی اپیدمی شده. چشمانم را میبندم و گوشهایم را نیز تا نشنوم غریو کوبنده ی اعتراض شبانه ملت دردمندم را و نبینم حضور اشباح سیاه رنگ و پلید که وقاحت و پرده دری شان کار بدان جا رسانده که این اواخر روزکار شده اند و باتوم بدست رعب می آفرینند و وحشت نیز.
چشم و گوش ببستم و پای از خیابان بریدم و زبان در کام کشیدم و بست در خانه بنشستم!
با فکرم چه کنم؟
با روان اندیشه ی سبزم که از سرچشمه ی جوشان حقیقت سره میگیرد و در کالبدم جاری است چه کنم؟
همه ی توانشان در نظر اندیشه چون کلوخی و سنگی میماند بر سر راه جویبار که شاید لحظه ای دل آب را بشکفد ،اما عبور کردنی است و وقتی گذشت قطره ها دوباره به هم میپیوندند و پیش میروند تا آنجا که دریا شوند. این میان سنگ می ماند و فرسایشی که با گذشت زمان حادث میشود.
آمر اصلی این خشت زدن های بیهوده خود نیک میداند که تفکر من و ما متولد زور نبوده و با زور هم می نرود...
بدان ای خواهر و نیز ای برادر هر چه کردند و خواهند کرد واکنش فکر کنش گر ماست
آمر اصلی این خشت زدن های بیهوده خود نیک میداند که تفکر من و ما متولد زور نبوده و با زور هم می نرود...
بدان ای خواهر و نیز ای برادر هر چه کردند و خواهند کرد واکنش فکر کنش گر ماست
و به قول شریعتی : " آنها از فکر تــو میترسند."
پی نوشت :
- اندیشه ی سبز ما آنها را از تخت جالوتی شان به زیر خواهد کشید
- آن روز دیر نیست
- ما بی شماریم
۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سهشنبه
۱۳۸۹ شهریور ۲۹, دوشنبه
جنگ روانی جدید کودتاچیان - هوشیار باشید و همه را آگاه کنید
گروه امنیتی جنگ روانی در ستاد کودتای 22 خرداد، از حدود 2 ماه پیش با مخابره اس ام اس هایی حاوی جوك های لری (ضمن توهین به قوم دلیر لر ) می کوشد نظر مردم را نسبت به شجاعت شیخ مهدی كروبی تغییر داده و شجاعت وی را ساده لوحی جلوه دهد.
با توجه به سابقه این نوع عملیات جنگ روانی بعید نیست در آینده نزدیک جوك های مضحکه آمیز و جنسی هم علیه رهبران جنبش سبز منتشرشود.
اطلاع رسانی کنید و از مردم بخوانید که این اس ام اس ها را برای هم نفرستند

با توجه به سابقه این نوع عملیات جنگ روانی بعید نیست در آینده نزدیک جوك های مضحکه آمیز و جنسی هم علیه رهبران جنبش سبز منتشرشود.
به جاست که در این موقعیت حساس که رهبران جنبش سبز ( موسوی و کروبی) در حصر خانگی به سر میبرند ما نیز هیزم در تنور آتشی که کودتاچیان تدارک دیده اند نریزیم و از این دو حمایت کنیم
اطلاع رسانی کنید و از مردم بخوانید که این اس ام اس ها را برای هم نفرستند

دلم برایت تنگ شده پاییز من ، پادشاه فصل ها
صدای پایت را می شنوم
دلم برایت تنگ شده
برای تمام نارنجیت و برای تمام باران هایی که گــَل می کنند خاک های بی سرپناه را
برای بارانی که به دنبالت از راه می رسد
برای تمام گودال هایی که تصویر خیس و بی رنگ را آینه می شوند
برای تمام درختانی که برای آخرین بار بوسه می زنند بر تن خشک برگ ها و نقطه ی پایان می گذارند بر سبزی دیروزشان
دلم برایت تنگ شده پاییز من ، پادشاه فصل ها ، سرخ و زرد و نارنجی من ، فصل مهربانی
بیا تا باز دل ببازم به مهر و آبان و آذرت
بیا که این زاده ی بهار دلش کمی باران می خواهد .
بیا که خورشید بر شبت می تابد و ماه در حسرت تو شمایلت را به دوش می کشد
بیا و باز خلوت دلم را درچشم بر هم زدنی بر باد بده
تا تو بیایی اینجا ستاره ها را نخ میکنم و همه ی شهاب ها را به سویت روانه میکنم
تا تو بیایی اینجا ستاره ها را نخ میکنم و همه ی شهاب ها را به سویت روانه میکنم
پی نوشت :
دلــم برای همه ی دلبستگی هایم تنگ شده ...

۱۳۸۹ شهریور ۲۸, یکشنبه
کل خبر همین است : دوشنبه 29 شهریور ساعت 10 شب - ندای الله اکبر

حصر آفتاب است تو امشب با من بخوان سرود فریاد شاید که بلرزاند تن فرسوده شب
نمونههایی از ادبیات سخیف احمدینژاد
رییسجمهور هر کشوری معمولا سمبل و نماد فرهنگ، آداب و سیاست آن کشور محسوب میشود. بنابر این هرگونه رفتار و کردار وی را بهعنوان نمونه و الگویی از رفتار و کردار مردم آن کشور منظور میکنند. شاید بههمین سبب نیز گفتهاند که: «ادب مرد به از دولت اوست»!
آنچه در پی میآید، نمونههایی از نظرات کارشناسی، بازی با باورهای مذهبی مردم و ادبیات شخصیتی است که عنوان استاد دانشگاه و رییسجمهور ایران را هم با خود بههمراه دارد. گرچه عدهای اینگونه ادبیات احمدینژاد را میپسندند و بهآن میخندند و مآلا آن را بهحساب مردمی بودن و شجاعت او میگذارند، لیکن تلقی عقلا چیز دیگری است و نه تنها مضحکه شدن در نزد دیگران و هزینه کردن از اعتبار یک ملت را نشانه جسارت و شجاعت نمیدانند، بلکه لودگی و مضحکه شدن در نزد دیگران و یا هرگونه شاخ و شانه کشیدن برای دیگران بدون درنظر گرفتن عوارض و پیامدهای منفی آن، توسط یک شخصیت حقوقی برخوردار از مصونیت سیاسی را مصداق بارز انحراف و سوءاستفاده از قدرت تفویض شده از سوی مردم و نشانه …میپندارند!
بخشی از اظهارات زیر آنقدر سست و نامناسب است که برای ملالآور نشدن این پست، ناگزیر تبصرهها و تکملههایی را متناسب با رویکرد آقای احمدینژاد، بهصورت جدی و شوخی بهآنها افزودهایم:
۱٫ در نامه احمدینژاد بهحامی سرسختش احمد جنتی دبیر شورای نگهبان:
«با توجه بهاصل هفتاد و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی میتواند”در حدود مقرر در قانون اساسی” نسبت بهوضع “قانون” اقدام نماید بنابراین نباید آنچه که ماهیتاً تصمیم اجرایی و موردی تلقی میشود و عنوان “قانون ” در مورد آن صادق نیست تحت عنوان “قانون” تصویب و در امور اجرایی دخالت شود.»
تکمله: حالا که اینطوره، ریاستجمهوری را رها کنید و جای آقای جنتی در شورای نگهبان بنشینید!
۲٫ در جمع گروهی از مردم آذربایجان غربی در ورزشگاه تختی این استان: «آقای اوباما اخیرا در سفرش بهافغانستان با گستاخی و بیادبی اعلام کرد تا زمانی که منافع آمریکا اقتضا کند در افغانستان میمانیم و من میخواهم از زبان شما مردم ارومیه و آذربایجان غربی بهآنها هشدار بدهم که دست از تجاوز خود برداری… و اگر دست از توطئه و آدمکشی برندارید دست قدرتمند ملتها شما را از خاورمیانه بیرون خواهد کرد.»
تکمله: حتما از بیادبان ادب آموختهاند! لازم است که شما یک کلاس توجیهی برایشان بگذارید!
۳٫ در جمع گروهی از مردم آذربایجان غربی در ورزشگاه تختی این استان: «آقای اوباما، شما تازه از راه رسیدهاید یک مقدار صبر کنید تا عرقت خشک شود و سرد و گرم را بچشی و مراقبت کن و هر کاغذی که جلوی تو گذاشتند دلیلی ندارد که آن را بخوانی و یا هر حرفی که بهتو توصیه کردند، دلیلی ندارد که آن حرف را تکرار کنی!»
تکمله: در غیر اینصورت همان مشکلاتی را برای مردم آمریکا ایجاد خواهید کرد که احمدینژاد در پیش روی مردم ایران قرار داده است!
۴٫ در مراسم روز قدس سال ۱۳۸۸: «وقتی پای گربه در کشورهایی مثل ما که علیه سیاستهای آنها هستند زیر ماشین شهرداری میرود قطعنامه حقوق بشر صادر میکنند.»
تکمله: خوب ماشینهای آقای “قالیباف” باید مراقب باشند تا پای حیوان زبان بستهای مانند گربه را زیر نگیرند!
۵٫ در سومین سفر استانی بهاصفهان: «هماکنون در افغانستان مانند آن چهارپا در گل ماندهاند و بهجای آنکه زودتر خود را نجات داده و از آنجا بیرون بیایند مجددا لشگرکشی میکنند.»
تکمله: اگر این چهارپایان نبودند که طالبان باعث در گل ماندن دیگران میشدند؛ آنوقت آقای احمدینژاد چطور میتوانست قبل از پیروز شدن کرزای در انتخابات ریاستجمهوری افغانستان بهاو تبریک بگوید!؟
۶٫ در سومین سفر استانی به اصفهان: «ریگان و وزیر امور خارجه وقت آمریکا از بیشعوران عالمند.»
تکمله: خوب فکر کنید و ببینید که آیا شخص دیگری را از قلم نیانداختهاید!؟
۷٫ «حتی در سفر اخیر بهنیویورک بهآنها اعلام کردهام که آیا در کشورتان فرد عاقلی پیدا نمیشود که این مسائل را بهشما بگوید؟»
تکمله: اگر پیدا نمیشود بفرمایید تا مردم ایران از خودگذشتگی کرده و آقای احمدینژاد را برای همیشه بهآمریکا بفرستند!
۸٫ در همایش ایرانیان خارج از کشور: «اکنون نیز اعلام میکنیم که قرار است آخر شهریور برای نشست مجمع عمومی بهنیویورک بروم و آنجا نیز آمادهام با آقای اوباما رو در رو بنشینیم و مرد مردانه البته آزاد و در برابر رسانهها مسائل جهان را روی میز بگذاریم تا ببینیم راه حل چه کسی بهتر است؟»
تکمله: کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!
۹٫ «رژیم صهیونیستی که سهل است، هفت جد و آباد آنها با متعهدانشان هم جمع شوند هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.»
تکمله: این رژیم صهیونیستی عجب جد و آباد قدرتمندی دارد که قدرتش حتی بیشتر از اولاد و نوادههایش است!
۱۰٫ در اصفهان: «آنها همه این نقشهها را کشیدهاند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و میدانند ملت ایران زمینهساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.»
تکمله: عجب!؟
۱۱٫ «برخیها خود را ابرقدرت میدانستند، اما در حال حاضر کسی برای آنها تره هم خرد نمیکند.»
تکمله: احمدینژاد هم جزء این برخیهاست!
۱۲٫ «در کشور ما طی این دو ساله معجزه اقتصادی رخ داده»
تکمله: چون بههم ریختن بنیانهای اقتصادی یک کشور در کوتاهترین مدت هم خود نوعی معجزه است!
۱۳٫ در دیدار با نخبگان و فرهیختگان اصفهانی: «ما دو مأموریت مهم داریم؛ مأموریت نخست ما ساختن ایران است و مأموریت دوم ما آمادگی برای ورود بهمدیریت جهان است. ما میخواهیم اقتصاد و سیاست جهان را درست کنیم، اما فرصت ما محدود است.»
تکمله: از سر ایرانیها که گذشته خدا بهداد مردم جهان برسد!
۱۴٫ پس از بازگشت از سازمان ملل در حضور آیتالله جوادیآملی: «وقتی در خیابانها راه میرفتیم، بههر ساختمانی میرفتیم، همه توجهات بهسمت هیأت ایرانی بود، کأنه هیچکس دیگری نبود»!
تکمله: احتمالا ترکیب و هیبت و حرکات ناموزون هیأت ایرانی برایشان تازگی داشت!
۱۵٫ پس از بازگشت از سازمان ملل در حضور آیتالله جوادیآملی: «من روز آخری که سخنرانی کردم، تقریبا همه سران بودند یکی از همان جمع بهمن گفت: “وقتی تو شروع کردی «بسما..» و «اللهم» را گفتی، من دیدم یک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در یک حصن و حصاری رفتی”؛ این را من خودم هم احساس کردم که فضا یک دفعه عوض شد و همه حدود بیستوهفت، هشت دقیقه تمام، این سران مژه نزدند؛ اینکه میگم مژه نزدند، غلو نمیکنم، اغراق نیست، چون نگاه میکردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار یک دستی همه آنان …»!
تکمله: بهعنوان بزرگترین دروغ و توهم یک رییسجمهور و همراهانش و سپس انکار آن، باید در کتاب رکوردهای «گینس» ثبت شود!
۱۶٫ «مردم اطلاعات پرسشنامه طرح تحول اقتصادی را با دقت ۹۶/۹۹درصد درست تکمیل کردهاند»!
تکمله: بهاین میگویند تحلیل و پردازش میکرونی دادهها و محاسبه بیدقتی مردم تا سقف ۴دهم درصد!
۱۷٫ «مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع میگیرند.»
تکمله: مردم یا دولت!؟
۱۸٫ «قضیه دانشگاه کلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان بود؟ آنها در ۳ مرحله ۳ دام گذاشته بودند برای ما. مرحله اول در فرودگاه بود که میگفتند نرو، قرار است هواپیما را مصادره کنند. مرحله دوم در دانشگاه کلمبیا و استقبال سرد سرویس دانشگاه بود که انتظار داشتند ما کنار بکشیم و برویم. مرحله سوم هم همان توهینها بود که ۲۸دقیقه بدترین حرفها را بهما زدند خوبش این بود که در آخر گفتند حالا بهمزخرفات این آقا گوش میکنیم. آنها میخواستند که من تعادل عصبی خودم را از دست بدهم و همانجا بروم، ولی من خندیدم و سخنرانی هم کردم و دیدید که گفته شد ۵۰۰ میلیون بیننده داشته است. این چیزی جز مدیریت آقا امام زمان است؟»
تکمله: قابل توجه کفنپوشان حرفهای!
۱۹٫ در در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران استان اصفهان: «ما اسناد آن را بهدست آوردیم که آنها(مستکبران) معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشهها را کشیدهاند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و میدانند ملت ایران زمینهساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.»
تکمله: امیدواریم که ظالمهای داخلی مستثنی نشوند!
۲۰٫ در همایش ایرانیان خارج از کشور، خطاب بهاوباما و رهبران غرب: «آن صهیونیستهای احمق آدم اجیر کردند که مرا بکشد.»
تکمله: عجب احمقهایی، اگر آقای احمدینژاد کشته میشد، چه کسی میخواست با کارهایش مردم ایران را بهکشتن بدهد!؟
۲۱٫ در آذرماه ۸۷: «اگر بدخواهان، بهحقوق ملت ایران تجاوز کنند، این ملت با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قطع میکند.»
تکمله: اما ظاهرا دوران چاقوکشی و قدارهبندی بهسرآمده است!
۲۲٫ «بر خلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ میکنند»!
تکمله: این کشفیات را جای دیگهای مطرح نکن؛ چون چشمت میزنند! البته اگر چنین سخنی در تبریز و یا زنجان در مورد زنان آذربایجانی ایراد میشد، چه بسا مردم با همان «چاقوی زنجان» درسی بهصاحبسخن میدادند تا هرگز آن را فراموش نکند!
۲۳٫ درواکنش بهصدور قطعنامه علیه ایران از سوی شورای امنیت در خوزستان: «آنقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامهدانتان پاره شود.»
تکمله: بعد از پاره شدن قطعنامهدان آنها تکلیف چیست؟
۲۴٫ «تسهیلات بانکی چون رگ در خون اقتصاد جاری است.»
تکمله: از بس که بعضیها شعار «تا خون در رگ ماست…» دادهاند این بنده خدا هم قاطی کرده است!
۲۵٫ در دفاع از عملکرد وزیر پیشین بهداشت: «آقای لنکرانی مثل هلو میماند.»
تکمله: البته از نوع هستهجدای آن!
۲۶٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «این دولت قانونگراترین دولت بعد از انقلاب بوده است.»
تکمله: تعجب نکنید، شاید فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه «قانونگرا» را جایگزین عبارت «هرج و مرج طلب» کرده است!
۲۷٫ «پایبندترین دولت بهقوانین، دولت نهم و دهم است.»
تکمله: پایبند است اوضاع کشور این است، حال اگر پایبند نبود چه میشد!؟
۲۸٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «صراحت قانون اساسی را کسی نمیتواند زیر پا بگذارد یا اینکه کسی جرأت کند اختیارات رهبری را کم کند، شورا نپذیرد و بعد ببرند مجمع که تصویب شود. این قانونی نیست.»
تکمله: یعنی اصل ۱۱۲ قانون اساسی، کشک؛ آنجا که مقرر میدارد: «مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند.»
۲۹٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «من دو میلیارد دلاری که مجلس تصویب کرده بود که دولت برای کمک بهمترو آن را بدهد را قانون نمیدانم. نه اینکه قانون بدانم و عمل نکنم.»
تکمله: چون که گرفتار توهم شدهاید و بهجای مجلس و شورای نگهبان هم تصمیم میگیرید!
۳۰٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «عدهای میگویند ما میتوانیم در هر موردی قانون وضع کنیم!»
تکمله: اصل هفتاد و یکم قانون اساسی هم جزء این «عده» است! زیرا در این اصل آمده است: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع کند»!
۳۱٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «هیچ قانونی نیست که دولت اجرا نکرده باشد و آنچه را که اجرا نمیکند، قانون نیست. این دولت، دولتی قانونگرا و پایبند بهقانون است.»
تکمله: پس تکلیف اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی چه میشود که میگوید: «رییسجمهور موظف است مصوبات مجلس یا نتیجه همهپرسی را پس از طی مراحل قانون و ابلاغ بهوی امضا کند و برای اجرا در اختیار مسؤولان بگذارد.»
۳۲٫ «اگر مصر آمادگی داشته باشد، تا پایان وقت اداری امروز، روابط را (پس از سی سال قطع رابطه) برقرار می کنیم»!
تکمله: چون در دولت احمدینژاد سیاست خارجی ایران مثل خم رنگرزی شده است!
۳۳٫ «اتفاقا تغییر ساعات، اثر بر عکس دارد و مصرف انرژی را زیادتر میکند»!
تکمله: افزایش بیرویه تعرفههای انرژی چطور!؟
۳۴٫ در جمع ایرانیان خارج از کشور و در واکنش بهتحریمهای بینالمللی: «اینها میدونید کجاشون سوخته؟»
تکمله: نه، برای ما قابل رؤیت نیست، شما بفرمایید!
۳۵٫ «آقا، اینها چرا آبرو اونجایشون که سوخته نمیریزن؟!»
تکمله: خوب برای اینکه دنیا را از شنیدن سخنان قشنگ شما بینصیب نکنند!
۳۶٫ «آبرو بریز اونجات که سوخته، چرا میریزی جای دیگه؟!»
تکمله: شاید آب گیرشون نمیاد!
۳۷٫ «در دنیای ورزش، نتایج پارا المپیک از المپیک مهمتر است.»
تکمله: چون آقای رییسجمهور فرمودند، پس اگر هم تا بهحال مهمتر نبوده، از این بهبعد باید مهمتر باشد!
۳۸٫ «بهای کنونی نفت (۱۵۰دلار در سال۸۶) بسیار پایین است و من پیشبینی میکنم که نفت به۲۰۰ دلار هم برسد.»
تکمله: از سال ۸۶ بهاین سو، پیشگویان جهان هرساله بهمناسبت این پیشگویی جشن میگیرند!
۳۹٫ در جمع مردم آذربایجانغربی خطاب بهاوباما: «بدان گندهتر و بزرگتر از تو و گردن کلفتتر از تو نیز نتوانست از این غلطها بکند تو جای خود داری!»
تکمله: آدمهای کوتولهتر و گردن باریکتر چطور!؟
۴۰٫ «آبرو بریز اونجات که سوخته، چرا میریزی جای دیگه؟!»
تکمله: اینجا و اونجا چه فرقی میکنه!؟
۴۱٫ «گوجهفرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست، بغل خانه ما ۱۲۰۰ تومان است.»
تکمله: این خونه آدرسش کجاست!؟
۴۲٫ «آقای حداد بهمن گفته بود اینو نگو، گفته بگو آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت، ولی من که با شما رودربایستی ندارم، بذارید راحت باشیم و ضربالمثلهای شیرین ایرانی را استفاده کنیم: اون ممه رو لولو برد»!
تکمله: راحت باش، اما کمی هم بهفکر آبروی ملت ایران باش!
۴۳٫ «فرار مغزها و سرمایهها نداریم، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند.»
تکمله: در این صورت باید اسمش را فرار آزادی گذاشت!
۴۴٫ «امارات اگر پیشرفت کند، انگار ما پیشرفت کردهایم»!
تکمله: بهاین می گویند: استقلال و توسعه!
۴۵٫ یک زن (اشاره بهخانم فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف میزند، آنوقت شما بهش ایراد میگیرید؟!
تکمله: برای تغییر جنسیت، کافی است که بهدیگران ناسزا بگویید و در تجلیل از احمدینژاد کتاب «معجزه هزاره سوم» بنویسید!
۴۶٫ «گفته مرکز پژوهشهای مجلس در باره نرخ تورم ۲۳درصدی دروغ است، تورم ۱۳درصد است»!
تکمله: دیگ بهدیگ میگه روت سیاه است!
۴۷٫ «طرح تحول، قیمتها را افزایش میدهد، اما این افزایش قیمت تورم نیست، بلکه جهش است.»
تکمله: مثل سایر جهشهایی که دولت احمدینژاد باعث شده است!
۴۸٫ «امروز همه بهاین واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت میکند.»
تکمله: اگر اینطور بود که تا بهحال همه از دین برگشته بودند!
۴۹٫ «میانگین سن دانشمندان هستهای ما، ۱۷ سال است»!
تکمله: وقتی دختربچه ۱۵سالهای میتواند در زیرزمین خانهشان، اورانیوم را غنی کند، چرا که نه!؟
۵۰٫ «یک دختر ۱۵ساله توانسته است در زیرزمین خانهشان، اورانیوم را غنی کند»!
تکمله: حتما با «معجزه هزاره سوم» نسبتی دارد!
۵۱٫ «اینکه میگویند دو تا بچه کافیه، بنده معتقد نیستم. کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد.»
تکمله: ۷۰میلیونش را اداره کنید، ۱۲۰میلیون نفر پیشکش!
۵۲٫ «در سفر عربستان، برادر عزیزم ملک عبدالله، مرا در صندلی کنار خودش نشاند»!
تکمله: مردان بزرگ آرزوهای بزرگتر دارند!
۵۳٫ «با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف میشود.»
تکمله: حالا قیمت زمینها کی حذف میشود؟!
۵۴٫ «آقای مشایی مظلوم واقع شدند ایشان هیچگاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم، بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم»!
تکمله: با ملت ایران چطور!؟
۵۵٫ «بدرفتاری با ایرانیان در فرودگاهها دروغ است، با من و هیأت همراهم در همه جا خوشرفتاری می کنند»!
تکمله: شاید شما را ایرانی نمیدانند!
۵۶٫ «قیافه روشنفکری میگیرند، اما بهاندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند»!
تکمله: بزغالهها چطور!؟
۵۷٫ «سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیدهاند، مثل این پیرزنها که در صف زنبیل میگذارند»!
تکمله: منظور آن دسته از کشورهای عقبمانده و فقیری است که میخواهند از کمکهای بلاعوض ایران استفاده کنند!
۵۸٫ «آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است.»
تکمله: قانون اساسی باید اصلاح شود تا در آن استیضاح را بهقانونی و غیرقانونی تقسیم کنند!
۵۹٫ «ایران آزادترین کشور دنیاست…»!
تکمله: البته برای دولتمردان!
۶۰٫ خطاب بهخبرنگار خارجی: «شما نماینده ملتتان هستید و باید بهسؤال من پاسخ دهید»!
تکمله: از زمانی که بعضی از رؤسای جمهوری نماینده ملتشان نیستند، خبرنگاران نماینده ملتها شدهاند!
۶۱٫ «هرگز نمیگذارند که اوباما رییسجمهور آمریکا شود»!
تکمله: احتمالا پیشبینی ایشان مربوط بهدختران اوباما بوده است!؟
۶۲٫ «در خارج از کشور بچه ۴ساله، من را بهمادرش نشان داد و گفت: محمود»!
تکمله: بعضی از بچهها به کارتون علاقمندند!
۶۳٫ «در سفر ایتالیا من را میخواستند با اشعه ایکس ترور کنند»!
تکمله: تا زمانی که اطراف احمدینژاد هاله نور هست، اشعه ایکس کاری نمیتواند بکند!
۶۴٫ «آنها از من میترسند، یک سخنرانی بکنم بهای نفت گران میشود»!
تکمله: حالا که اینطوره بهجای یک سخنرانی ۱۰۰ تا سخنرانی بکنید تا بلکه با گرانتر شدن نفت درآمدملی ما کمی افزایش یابد!
۶۵٫ اوایل سال۸۷: «درست است که بهای نفت دارد کاهش پیدا می کند، ولی بهطور قاطع میگویم زیر ۱۰۰دلار نخواهد رسید»!
تکمله: بهدلیل همین قاطعیت است که پیشگویان دنیا مقابل رییسجمهور کشور ما لنگ میاندازند»!
۶۶٫ «عدهای میگویند که بازار آزاد همه چیز را حل میکند، ولی من به شما میگویم که بازار آزاد برای دزدها و سارقهاست»!
تکمله: امثال محصولیها، محصول کدام بازارند!؟ ضمنا دزد تفاوتی با سارق ندارد!
۶۷٫ «حجم سرمایهگذاری در صنعت نفت، در این چهارسال ۶۰ میلیارد دلار است.»
تکمله: اگر این ادعا درسته، پس منبع و بازخورد این سرمایهگذاری را هم اعلام کنید!
۶۸٫ «برنامههایی برای مدیریت جهانی داریم»!
تکمله: وا اسفا بهحال مردم جهان!
۶۹٫ در باره کوروش: «او حکومتی نسبتا مردمی بر پا کرد؛ و مردم بابل آن زمان از وی تقاضای کمک کردند.»
تکمله: حکومتش نسبتا مردمی بود؛ زیرا با دولت صد درصد مردمی احمدینژاد قابل مقایسه نبود. دولت احمدینژاد صد برابر دولتهای دیگر مردمی است!
۷۰٫ در باره کوروش: «کورش حرکت و بابل را فتح میکند و مردم را از دست حکومتی جبار نجات میدهد.»
تکمله: ایکاش کوروش امروز هم زنده بود!
۷۱٫ در باره کوروش: «در این رفتن و نجات دادن، خون از دماغ کسی نمیآید، بلکه با کار فرهنگی مردم بهاستقبال او(کوروش) آمدند و حکومت جبار ساقط شد.»
تکمله: مثل همین کار فرهنگی که دولت احمدینژاد انجام می دهد!؟
۷۲٫ در باره کوروش: «تجلیل از کورش ملیگرایی نیست.»
تکمله: با توجه بهسوابق فکری احمدینژاد و حامیان سرسخت او، عوامفریبی چطور!؟
۷۳٫ در باره کوروش: «مثل جمهوری اسلامی که حکومتی عادل است و میخواهد معنویت را پیاده کند، ولی غفلت هم گاهی دیده میشود.»
تکمله: قطعا مزاح میفرمایید! لطفا مردم را نسبت بهکوروش هم آزردهخاطر نسازید!
۷۴٫ در باره کوروش: «تخصصی در این باره ندارم که بگویم کورش ذوالقرنین یا پیامبر بوده، اما مشخص است که او آدم خوبی بود.»
تکمله: برای رفع تردید از آقای رحیمی معاون اولتان بخواهید تا حقیقت را از آن مرد سوری بپرسد که پیامبر شدن احمدینژاد را هم پیشبینی کرده بود!
به قلم اکبر اعلمی
آنچه در پی میآید، نمونههایی از نظرات کارشناسی، بازی با باورهای مذهبی مردم و ادبیات شخصیتی است که عنوان استاد دانشگاه و رییسجمهور ایران را هم با خود بههمراه دارد. گرچه عدهای اینگونه ادبیات احمدینژاد را میپسندند و بهآن میخندند و مآلا آن را بهحساب مردمی بودن و شجاعت او میگذارند، لیکن تلقی عقلا چیز دیگری است و نه تنها مضحکه شدن در نزد دیگران و هزینه کردن از اعتبار یک ملت را نشانه جسارت و شجاعت نمیدانند، بلکه لودگی و مضحکه شدن در نزد دیگران و یا هرگونه شاخ و شانه کشیدن برای دیگران بدون درنظر گرفتن عوارض و پیامدهای منفی آن، توسط یک شخصیت حقوقی برخوردار از مصونیت سیاسی را مصداق بارز انحراف و سوءاستفاده از قدرت تفویض شده از سوی مردم و نشانه …میپندارند!
بخشی از اظهارات زیر آنقدر سست و نامناسب است که برای ملالآور نشدن این پست، ناگزیر تبصرهها و تکملههایی را متناسب با رویکرد آقای احمدینژاد، بهصورت جدی و شوخی بهآنها افزودهایم:
۱٫ در نامه احمدینژاد بهحامی سرسختش احمد جنتی دبیر شورای نگهبان:
«با توجه بهاصل هفتاد و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی میتواند”در حدود مقرر در قانون اساسی” نسبت بهوضع “قانون” اقدام نماید بنابراین نباید آنچه که ماهیتاً تصمیم اجرایی و موردی تلقی میشود و عنوان “قانون ” در مورد آن صادق نیست تحت عنوان “قانون” تصویب و در امور اجرایی دخالت شود.»
تکمله: حالا که اینطوره، ریاستجمهوری را رها کنید و جای آقای جنتی در شورای نگهبان بنشینید!
۲٫ در جمع گروهی از مردم آذربایجان غربی در ورزشگاه تختی این استان: «آقای اوباما اخیرا در سفرش بهافغانستان با گستاخی و بیادبی اعلام کرد تا زمانی که منافع آمریکا اقتضا کند در افغانستان میمانیم و من میخواهم از زبان شما مردم ارومیه و آذربایجان غربی بهآنها هشدار بدهم که دست از تجاوز خود برداری… و اگر دست از توطئه و آدمکشی برندارید دست قدرتمند ملتها شما را از خاورمیانه بیرون خواهد کرد.»
تکمله: حتما از بیادبان ادب آموختهاند! لازم است که شما یک کلاس توجیهی برایشان بگذارید!
۳٫ در جمع گروهی از مردم آذربایجان غربی در ورزشگاه تختی این استان: «آقای اوباما، شما تازه از راه رسیدهاید یک مقدار صبر کنید تا عرقت خشک شود و سرد و گرم را بچشی و مراقبت کن و هر کاغذی که جلوی تو گذاشتند دلیلی ندارد که آن را بخوانی و یا هر حرفی که بهتو توصیه کردند، دلیلی ندارد که آن حرف را تکرار کنی!»
تکمله: در غیر اینصورت همان مشکلاتی را برای مردم آمریکا ایجاد خواهید کرد که احمدینژاد در پیش روی مردم ایران قرار داده است!
۴٫ در مراسم روز قدس سال ۱۳۸۸: «وقتی پای گربه در کشورهایی مثل ما که علیه سیاستهای آنها هستند زیر ماشین شهرداری میرود قطعنامه حقوق بشر صادر میکنند.»
تکمله: خوب ماشینهای آقای “قالیباف” باید مراقب باشند تا پای حیوان زبان بستهای مانند گربه را زیر نگیرند!
۵٫ در سومین سفر استانی بهاصفهان: «هماکنون در افغانستان مانند آن چهارپا در گل ماندهاند و بهجای آنکه زودتر خود را نجات داده و از آنجا بیرون بیایند مجددا لشگرکشی میکنند.»
تکمله: اگر این چهارپایان نبودند که طالبان باعث در گل ماندن دیگران میشدند؛ آنوقت آقای احمدینژاد چطور میتوانست قبل از پیروز شدن کرزای در انتخابات ریاستجمهوری افغانستان بهاو تبریک بگوید!؟
۶٫ در سومین سفر استانی به اصفهان: «ریگان و وزیر امور خارجه وقت آمریکا از بیشعوران عالمند.»
تکمله: خوب فکر کنید و ببینید که آیا شخص دیگری را از قلم نیانداختهاید!؟
۷٫ «حتی در سفر اخیر بهنیویورک بهآنها اعلام کردهام که آیا در کشورتان فرد عاقلی پیدا نمیشود که این مسائل را بهشما بگوید؟»
تکمله: اگر پیدا نمیشود بفرمایید تا مردم ایران از خودگذشتگی کرده و آقای احمدینژاد را برای همیشه بهآمریکا بفرستند!
۸٫ در همایش ایرانیان خارج از کشور: «اکنون نیز اعلام میکنیم که قرار است آخر شهریور برای نشست مجمع عمومی بهنیویورک بروم و آنجا نیز آمادهام با آقای اوباما رو در رو بنشینیم و مرد مردانه البته آزاد و در برابر رسانهها مسائل جهان را روی میز بگذاریم تا ببینیم راه حل چه کسی بهتر است؟»
تکمله: کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی!
۹٫ «رژیم صهیونیستی که سهل است، هفت جد و آباد آنها با متعهدانشان هم جمع شوند هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.»
تکمله: این رژیم صهیونیستی عجب جد و آباد قدرتمندی دارد که قدرتش حتی بیشتر از اولاد و نوادههایش است!
۱۰٫ در اصفهان: «آنها همه این نقشهها را کشیدهاند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و میدانند ملت ایران زمینهساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.»
تکمله: عجب!؟
۱۱٫ «برخیها خود را ابرقدرت میدانستند، اما در حال حاضر کسی برای آنها تره هم خرد نمیکند.»
تکمله: احمدینژاد هم جزء این برخیهاست!
۱۲٫ «در کشور ما طی این دو ساله معجزه اقتصادی رخ داده»
تکمله: چون بههم ریختن بنیانهای اقتصادی یک کشور در کوتاهترین مدت هم خود نوعی معجزه است!
۱۳٫ در دیدار با نخبگان و فرهیختگان اصفهانی: «ما دو مأموریت مهم داریم؛ مأموریت نخست ما ساختن ایران است و مأموریت دوم ما آمادگی برای ورود بهمدیریت جهان است. ما میخواهیم اقتصاد و سیاست جهان را درست کنیم، اما فرصت ما محدود است.»
تکمله: از سر ایرانیها که گذشته خدا بهداد مردم جهان برسد!
۱۴٫ پس از بازگشت از سازمان ملل در حضور آیتالله جوادیآملی: «وقتی در خیابانها راه میرفتیم، بههر ساختمانی میرفتیم، همه توجهات بهسمت هیأت ایرانی بود، کأنه هیچکس دیگری نبود»!
تکمله: احتمالا ترکیب و هیبت و حرکات ناموزون هیأت ایرانی برایشان تازگی داشت!
۱۵٫ پس از بازگشت از سازمان ملل در حضور آیتالله جوادیآملی: «من روز آخری که سخنرانی کردم، تقریبا همه سران بودند یکی از همان جمع بهمن گفت: “وقتی تو شروع کردی «بسما..» و «اللهم» را گفتی، من دیدم یک نوری آمد، تو را احاطه کرد و تو تا آخر در یک حصن و حصاری رفتی”؛ این را من خودم هم احساس کردم که فضا یک دفعه عوض شد و همه حدود بیستوهفت، هشت دقیقه تمام، این سران مژه نزدند؛ اینکه میگم مژه نزدند، غلو نمیکنم، اغراق نیست، چون نگاه میکردم، همه سران مبهوت مانده بودند. انگار یک دستی همه آنان …»!
تکمله: بهعنوان بزرگترین دروغ و توهم یک رییسجمهور و همراهانش و سپس انکار آن، باید در کتاب رکوردهای «گینس» ثبت شود!
۱۶٫ «مردم اطلاعات پرسشنامه طرح تحول اقتصادی را با دقت ۹۶/۹۹درصد درست تکمیل کردهاند»!
تکمله: بهاین میگویند تحلیل و پردازش میکرونی دادهها و محاسبه بیدقتی مردم تا سقف ۴دهم درصد!
۱۷٫ «مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع میگیرند.»
تکمله: مردم یا دولت!؟
۱۸٫ «قضیه دانشگاه کلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان بود؟ آنها در ۳ مرحله ۳ دام گذاشته بودند برای ما. مرحله اول در فرودگاه بود که میگفتند نرو، قرار است هواپیما را مصادره کنند. مرحله دوم در دانشگاه کلمبیا و استقبال سرد سرویس دانشگاه بود که انتظار داشتند ما کنار بکشیم و برویم. مرحله سوم هم همان توهینها بود که ۲۸دقیقه بدترین حرفها را بهما زدند خوبش این بود که در آخر گفتند حالا بهمزخرفات این آقا گوش میکنیم. آنها میخواستند که من تعادل عصبی خودم را از دست بدهم و همانجا بروم، ولی من خندیدم و سخنرانی هم کردم و دیدید که گفته شد ۵۰۰ میلیون بیننده داشته است. این چیزی جز مدیریت آقا امام زمان است؟»
تکمله: قابل توجه کفنپوشان حرفهای!
۱۹٫ در در دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران استان اصفهان: «ما اسناد آن را بهدست آوردیم که آنها(مستکبران) معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشهها را کشیدهاند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و میدانند ملت ایران زمینهساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود.»
تکمله: امیدواریم که ظالمهای داخلی مستثنی نشوند!
۲۰٫ در همایش ایرانیان خارج از کشور، خطاب بهاوباما و رهبران غرب: «آن صهیونیستهای احمق آدم اجیر کردند که مرا بکشد.»
تکمله: عجب احمقهایی، اگر آقای احمدینژاد کشته میشد، چه کسی میخواست با کارهایش مردم ایران را بهکشتن بدهد!؟
۲۱٫ در آذرماه ۸۷: «اگر بدخواهان، بهحقوق ملت ایران تجاوز کنند، این ملت با چاقوی زنجان دست و پای آنها را قطع میکند.»
تکمله: اما ظاهرا دوران چاقوکشی و قدارهبندی بهسرآمده است!
۲۲٫ «بر خلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ میکنند»!
تکمله: این کشفیات را جای دیگهای مطرح نکن؛ چون چشمت میزنند! البته اگر چنین سخنی در تبریز و یا زنجان در مورد زنان آذربایجانی ایراد میشد، چه بسا مردم با همان «چاقوی زنجان» درسی بهصاحبسخن میدادند تا هرگز آن را فراموش نکند!
۲۳٫ درواکنش بهصدور قطعنامه علیه ایران از سوی شورای امنیت در خوزستان: «آنقدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامهدانتان پاره شود.»
تکمله: بعد از پاره شدن قطعنامهدان آنها تکلیف چیست؟
۲۴٫ «تسهیلات بانکی چون رگ در خون اقتصاد جاری است.»
تکمله: از بس که بعضیها شعار «تا خون در رگ ماست…» دادهاند این بنده خدا هم قاطی کرده است!
۲۵٫ در دفاع از عملکرد وزیر پیشین بهداشت: «آقای لنکرانی مثل هلو میماند.»
تکمله: البته از نوع هستهجدای آن!
۲۶٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «این دولت قانونگراترین دولت بعد از انقلاب بوده است.»
تکمله: تعجب نکنید، شاید فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه «قانونگرا» را جایگزین عبارت «هرج و مرج طلب» کرده است!
۲۷٫ «پایبندترین دولت بهقوانین، دولت نهم و دهم است.»
تکمله: پایبند است اوضاع کشور این است، حال اگر پایبند نبود چه میشد!؟
۲۸٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «صراحت قانون اساسی را کسی نمیتواند زیر پا بگذارد یا اینکه کسی جرأت کند اختیارات رهبری را کم کند، شورا نپذیرد و بعد ببرند مجمع که تصویب شود. این قانونی نیست.»
تکمله: یعنی اصل ۱۱۲ قانون اساسی، کشک؛ آنجا که مقرر میدارد: «مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند.»
۲۹٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «من دو میلیارد دلاری که مجلس تصویب کرده بود که دولت برای کمک بهمترو آن را بدهد را قانون نمیدانم. نه اینکه قانون بدانم و عمل نکنم.»
تکمله: چون که گرفتار توهم شدهاید و بهجای مجلس و شورای نگهبان هم تصمیم میگیرید!
۳۰٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «عدهای میگویند ما میتوانیم در هر موردی قانون وضع کنیم!»
تکمله: اصل هفتاد و یکم قانون اساسی هم جزء این «عده» است! زیرا در این اصل آمده است: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع کند»!
۳۱٫ در جمع خبرنگاران ۲۰ مرداد ۸۹: «هیچ قانونی نیست که دولت اجرا نکرده باشد و آنچه را که اجرا نمیکند، قانون نیست. این دولت، دولتی قانونگرا و پایبند بهقانون است.»
تکمله: پس تکلیف اصل یکصد و بیست و سوم قانون اساسی چه میشود که میگوید: «رییسجمهور موظف است مصوبات مجلس یا نتیجه همهپرسی را پس از طی مراحل قانون و ابلاغ بهوی امضا کند و برای اجرا در اختیار مسؤولان بگذارد.»
۳۲٫ «اگر مصر آمادگی داشته باشد، تا پایان وقت اداری امروز، روابط را (پس از سی سال قطع رابطه) برقرار می کنیم»!
تکمله: چون در دولت احمدینژاد سیاست خارجی ایران مثل خم رنگرزی شده است!
۳۳٫ «اتفاقا تغییر ساعات، اثر بر عکس دارد و مصرف انرژی را زیادتر میکند»!
تکمله: افزایش بیرویه تعرفههای انرژی چطور!؟
۳۴٫ در جمع ایرانیان خارج از کشور و در واکنش بهتحریمهای بینالمللی: «اینها میدونید کجاشون سوخته؟»
تکمله: نه، برای ما قابل رؤیت نیست، شما بفرمایید!
۳۵٫ «آقا، اینها چرا آبرو اونجایشون که سوخته نمیریزن؟!»
تکمله: خوب برای اینکه دنیا را از شنیدن سخنان قشنگ شما بینصیب نکنند!
۳۶٫ «آبرو بریز اونجات که سوخته، چرا میریزی جای دیگه؟!»
تکمله: شاید آب گیرشون نمیاد!
۳۷٫ «در دنیای ورزش، نتایج پارا المپیک از المپیک مهمتر است.»
تکمله: چون آقای رییسجمهور فرمودند، پس اگر هم تا بهحال مهمتر نبوده، از این بهبعد باید مهمتر باشد!
۳۸٫ «بهای کنونی نفت (۱۵۰دلار در سال۸۶) بسیار پایین است و من پیشبینی میکنم که نفت به۲۰۰ دلار هم برسد.»
تکمله: از سال ۸۶ بهاین سو، پیشگویان جهان هرساله بهمناسبت این پیشگویی جشن میگیرند!
۳۹٫ در جمع مردم آذربایجانغربی خطاب بهاوباما: «بدان گندهتر و بزرگتر از تو و گردن کلفتتر از تو نیز نتوانست از این غلطها بکند تو جای خود داری!»
تکمله: آدمهای کوتولهتر و گردن باریکتر چطور!؟
۴۰٫ «آبرو بریز اونجات که سوخته، چرا میریزی جای دیگه؟!»
تکمله: اینجا و اونجا چه فرقی میکنه!؟
۴۱٫ «گوجهفرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست، بغل خانه ما ۱۲۰۰ تومان است.»
تکمله: این خونه آدرسش کجاست!؟
۴۲٫ «آقای حداد بهمن گفته بود اینو نگو، گفته بگو آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت، ولی من که با شما رودربایستی ندارم، بذارید راحت باشیم و ضربالمثلهای شیرین ایرانی را استفاده کنیم: اون ممه رو لولو برد»!
تکمله: راحت باش، اما کمی هم بهفکر آبروی ملت ایران باش!
۴۳٫ «فرار مغزها و سرمایهها نداریم، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند.»
تکمله: در این صورت باید اسمش را فرار آزادی گذاشت!
۴۴٫ «امارات اگر پیشرفت کند، انگار ما پیشرفت کردهایم»!
تکمله: بهاین می گویند: استقلال و توسعه!
۴۵٫ یک زن (اشاره بهخانم فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف میزند، آنوقت شما بهش ایراد میگیرید؟!
تکمله: برای تغییر جنسیت، کافی است که بهدیگران ناسزا بگویید و در تجلیل از احمدینژاد کتاب «معجزه هزاره سوم» بنویسید!
۴۶٫ «گفته مرکز پژوهشهای مجلس در باره نرخ تورم ۲۳درصدی دروغ است، تورم ۱۳درصد است»!
تکمله: دیگ بهدیگ میگه روت سیاه است!
۴۷٫ «طرح تحول، قیمتها را افزایش میدهد، اما این افزایش قیمت تورم نیست، بلکه جهش است.»
تکمله: مثل سایر جهشهایی که دولت احمدینژاد باعث شده است!
۴۸٫ «امروز همه بهاین واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت میکند.»
تکمله: اگر اینطور بود که تا بهحال همه از دین برگشته بودند!
۴۹٫ «میانگین سن دانشمندان هستهای ما، ۱۷ سال است»!
تکمله: وقتی دختربچه ۱۵سالهای میتواند در زیرزمین خانهشان، اورانیوم را غنی کند، چرا که نه!؟
۵۰٫ «یک دختر ۱۵ساله توانسته است در زیرزمین خانهشان، اورانیوم را غنی کند»!
تکمله: حتما با «معجزه هزاره سوم» نسبتی دارد!
۵۱٫ «اینکه میگویند دو تا بچه کافیه، بنده معتقد نیستم. کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد.»
تکمله: ۷۰میلیونش را اداره کنید، ۱۲۰میلیون نفر پیشکش!
۵۲٫ «در سفر عربستان، برادر عزیزم ملک عبدالله، مرا در صندلی کنار خودش نشاند»!
تکمله: مردان بزرگ آرزوهای بزرگتر دارند!
۵۳٫ «با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف میشود.»
تکمله: حالا قیمت زمینها کی حذف میشود؟!
۵۴٫ «آقای مشایی مظلوم واقع شدند ایشان هیچگاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم، بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم»!
تکمله: با ملت ایران چطور!؟
۵۵٫ «بدرفتاری با ایرانیان در فرودگاهها دروغ است، با من و هیأت همراهم در همه جا خوشرفتاری می کنند»!
تکمله: شاید شما را ایرانی نمیدانند!
۵۶٫ «قیافه روشنفکری میگیرند، اما بهاندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند»!
تکمله: بزغالهها چطور!؟
۵۷٫ «سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیدهاند، مثل این پیرزنها که در صف زنبیل میگذارند»!
تکمله: منظور آن دسته از کشورهای عقبمانده و فقیری است که میخواهند از کمکهای بلاعوض ایران استفاده کنند!
۵۸٫ «آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است.»
تکمله: قانون اساسی باید اصلاح شود تا در آن استیضاح را بهقانونی و غیرقانونی تقسیم کنند!
۵۹٫ «ایران آزادترین کشور دنیاست…»!
تکمله: البته برای دولتمردان!
۶۰٫ خطاب بهخبرنگار خارجی: «شما نماینده ملتتان هستید و باید بهسؤال من پاسخ دهید»!
تکمله: از زمانی که بعضی از رؤسای جمهوری نماینده ملتشان نیستند، خبرنگاران نماینده ملتها شدهاند!
۶۱٫ «هرگز نمیگذارند که اوباما رییسجمهور آمریکا شود»!
تکمله: احتمالا پیشبینی ایشان مربوط بهدختران اوباما بوده است!؟
۶۲٫ «در خارج از کشور بچه ۴ساله، من را بهمادرش نشان داد و گفت: محمود»!
تکمله: بعضی از بچهها به کارتون علاقمندند!
۶۳٫ «در سفر ایتالیا من را میخواستند با اشعه ایکس ترور کنند»!
تکمله: تا زمانی که اطراف احمدینژاد هاله نور هست، اشعه ایکس کاری نمیتواند بکند!
۶۴٫ «آنها از من میترسند، یک سخنرانی بکنم بهای نفت گران میشود»!
تکمله: حالا که اینطوره بهجای یک سخنرانی ۱۰۰ تا سخنرانی بکنید تا بلکه با گرانتر شدن نفت درآمدملی ما کمی افزایش یابد!
۶۵٫ اوایل سال۸۷: «درست است که بهای نفت دارد کاهش پیدا می کند، ولی بهطور قاطع میگویم زیر ۱۰۰دلار نخواهد رسید»!
تکمله: بهدلیل همین قاطعیت است که پیشگویان دنیا مقابل رییسجمهور کشور ما لنگ میاندازند»!
۶۶٫ «عدهای میگویند که بازار آزاد همه چیز را حل میکند، ولی من به شما میگویم که بازار آزاد برای دزدها و سارقهاست»!
تکمله: امثال محصولیها، محصول کدام بازارند!؟ ضمنا دزد تفاوتی با سارق ندارد!
۶۷٫ «حجم سرمایهگذاری در صنعت نفت، در این چهارسال ۶۰ میلیارد دلار است.»
تکمله: اگر این ادعا درسته، پس منبع و بازخورد این سرمایهگذاری را هم اعلام کنید!
۶۸٫ «برنامههایی برای مدیریت جهانی داریم»!
تکمله: وا اسفا بهحال مردم جهان!
۶۹٫ در باره کوروش: «او حکومتی نسبتا مردمی بر پا کرد؛ و مردم بابل آن زمان از وی تقاضای کمک کردند.»
تکمله: حکومتش نسبتا مردمی بود؛ زیرا با دولت صد درصد مردمی احمدینژاد قابل مقایسه نبود. دولت احمدینژاد صد برابر دولتهای دیگر مردمی است!
۷۰٫ در باره کوروش: «کورش حرکت و بابل را فتح میکند و مردم را از دست حکومتی جبار نجات میدهد.»
تکمله: ایکاش کوروش امروز هم زنده بود!
۷۱٫ در باره کوروش: «در این رفتن و نجات دادن، خون از دماغ کسی نمیآید، بلکه با کار فرهنگی مردم بهاستقبال او(کوروش) آمدند و حکومت جبار ساقط شد.»
تکمله: مثل همین کار فرهنگی که دولت احمدینژاد انجام می دهد!؟
۷۲٫ در باره کوروش: «تجلیل از کورش ملیگرایی نیست.»
تکمله: با توجه بهسوابق فکری احمدینژاد و حامیان سرسخت او، عوامفریبی چطور!؟
۷۳٫ در باره کوروش: «مثل جمهوری اسلامی که حکومتی عادل است و میخواهد معنویت را پیاده کند، ولی غفلت هم گاهی دیده میشود.»
تکمله: قطعا مزاح میفرمایید! لطفا مردم را نسبت بهکوروش هم آزردهخاطر نسازید!
۷۴٫ در باره کوروش: «تخصصی در این باره ندارم که بگویم کورش ذوالقرنین یا پیامبر بوده، اما مشخص است که او آدم خوبی بود.»
تکمله: برای رفع تردید از آقای رحیمی معاون اولتان بخواهید تا حقیقت را از آن مرد سوری بپرسد که پیامبر شدن احمدینژاد را هم پیشبینی کرده بود!
به قلم اکبر اعلمی
۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه
شیوا نظرآهاری به شش سال حبس، تبعید به زندان ایذه و ۷۶ ضربه شلاق محکوم شد
کمیته گزارشگران حقوق بشر - شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر و عضو کمیتهی گزارشگران حقوق بشر، به ۷۶ ضربه شلاق، شش سال حبس همراه با تبعید به زندان ایذه محکوم شد.
حکم صادره از سوی قاضی پیرعباسی در شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب تهران به وی ابلاغ شده است. شیوا نظرآهاری در تاریخ ۲۹ آذر ۸۸ زمانی که به همراه تعدادی از فعالین مدنی و حقوق بشری قصد شرکت در مراسم تدفین آیت الله منتظری را داشت بازداشت شد. وی سرانجام هفتهی گذشته و پس از نزدیک به یک سال بازداشت در زندان اوین با تودیع وثیقهی ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.
این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در دادگاه به اتهام محاربه، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شده بود. در حال حاضر کوهیار گودرزی، دیگر عضو کمیتهی گزارشگران حقوق بشر از ۲۹ آذرماه سال گذشته بدون حتی یک روز مرخصی در زندان اوین در حال سپری کردن دوران یک سال محکومیت خود است.
همه را آگاه کنید: خیانتی که برای 25 سال دامن ایران را خواهد گرفت

به گزارش منابع خبری جرس، هادی نژاد حسینیان معاون سابق امور بینالملل وزارت نفت در این زمینه خبر داده است:
"اگر حجم صادرات به هند و پاکستان روزانه ۶۰ میلیون متر مکعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه ۲۵ میلیون دلار به هندیها و پاکستانیها تخفیف داده میشود و اگر ۱۵۰ میلیون متر مکعب در روز صادر کند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر ۵۵ میلیون دلار خواهد شد و در دوره ۲۵ ساله قرارداد برای حالت اول ۲۲۵ میلیارددلار و برای حالت دوم ۴۹۵ میلیارد دلار تخفیف داده میشود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاکستان از طرف هر ایرانی ۲٫۳ تا ۷ میلیون دلار به شرکتهای گاز هند و پاکستان کمک بلاعوض شود.
اصرار به امضای آن حتی با قیمت های پائین دارند تا به مردم بگویند قراردادی را که چندین سال در دست مذاکره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا کنند، ما با قاطعیت امضا کردیم با توجه به اینکه این قرارداد باید در مجلس تصویب شود، باید همه مردم را ازخیانتی که برای ۲۵ سال دامن کشور راخواهد گرفت، آگاه کنیم و از نمایندگان بخواهیم جلو آنرا بگیرند."
این مقام سایق دیپلماتیک، چندی پیش نیز با انتقاد شدید از امضای قرارداد موسوم به «خط لوله صلح» و "کاپیتولاسیون" خواندن آن قرارداد، گفته بود "مقامات وزارت نفت مصمم هستند به هر قیمت كه شده قراردادی را نهایی کنند، که هیچگونه اطلاعاتی را در اختیار كارشناسان قرار نمیدهند تا اقداماتشان مورد بررسی قرار گیرد."
نژاد حسینیان، همان زمان در آستانه انعقاد قرارداد بین ایران و پاکستان و همچنین اتهامات وارده از سوی دولت پیرامون اینکه "انتقادات وی با مبنای اخبار جعلی بیان شده"، خاطرنشان کرده بود: "بنا بر گزارش خبرگزاریها و روزنامههای كشور، بخشی از اسناد قرارداد خط لوله گاز ایران به پاكستان در اسفندماه در تركیه و اسناد نهایی آن در تاریخ هفتم خردادماه امسال در محل سفارت فرانسه در اسلامآباد به امضاء رسید. اعلام این خبر كه به نوعی بازگشت كاپیتولاسیون به كشور را هشدار میداد به حق نگرانیهایی را مطرح نمود."
۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه
من بسیجی هستم... روزگارم عالی است!

عضو بسیجم...
روزگارم خوب است.
و از آن هم بهتر...
نه سر سوزن ذوقی... نه به قدر پر کاهی فهمی
من پُرم از نفس اهریمن... لبریز از نفرت...
تو چه دانی که این نفرت چیست؟ یا که این چرخ چرا میچرخد؟
تو کجا دانی که همه امیدت... من به چند تعرفه ی ناقابل دزدیم...؟
من همینقدر دانم که دهانت باید دوخت! مبادا که بگویی رایم کو...
بدتر از آن اگرم دست دهد، بشکفم جمجمه ات... تا که بیرون رود آن فکر پلید از سر تو ... تا بمیرد در دم آزادی...
تا بیاساید چندی... تن ضحاک زمان! مست از خون جوانان وطن، شب شعرش برپا... خفته ماران بر دو دوشش پیدا...
من همینقدر دانم که گرم حکم دهد رای بدزد میدزدم... و گرم حکم دهد خون بریز میریزم...
تو همینقدر بدان که ببندی دهان... و نگویی هرگز رایم کو...
و نخواهی هرگز میوه ممنوعه ی آزادی را!
و از آن هم بدتر...
مبادت روی بامی، جایی بعد از الله ، بگویی اکبر...
که بکوبمت به باتون گران... و زبانت کشم بیرون از فم...
من به سرکوب تو عادت دارم... تو به کهریزک من...
من به دستی دارم،هر چه با آن بتوان نیک بکشت و به دست دیگر قرآنی... که نفهمم به چه کارم آید...
این خدا هم عجب بیکاری است...
سالها میگذرد...
من بسیجی هستم... روزگارم عالی است...
تو هنوز معترضی هر دو دستت خالی است...
******
۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه
دیدار زهرا رهنورد از شیر زن ایران زمین، شیوا نظر آهاری پس از آزادی
دیدار زهرا رهنورد از شیر زن ایران زمین، شیوا نظر آهاری پس از آزادی
شیوا نظر آهاری پس از آزادی ...۲۳ شهریور ۱۳۸۹
شیوا نظر آهاری پس از آزادی.
۲۳ شهریور ۱۳۸۹
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
۲۳ شهریور ۱۳۸۹
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سهشنبه
تقدیم به همه وطن پرست ها

بچه ها این سرزمین نازنین.
دشمن بسیار دارد در كمین.
داغ دارد هم به دل هم بر جبین.
بوده نامش از قدیم ایران زمین.
یادگار پاك قوم آریاست.
بچه ها از گروه و هر نژاد.
دست اندر دست هم بایست داد.
فارق از هر زنده باد و مرده باد.
سر براه مملكت باید نهاد.
مام میهن عاشق صلح و صفاست.
بچه ها این پرچم خیلی قشنگ.
پرچم سبز و سفید و سرخ رنگ.
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ.
خار چشم دشمنان چشم تنگ.
افتخار ما به آن بی انتهاست.
بچه ها این خانه اجدادی است.
گشته ویران تشنه آبادی است.
خسته از شلاق استبدادی است.
مرحم دردش كمی آزادی است.
بچه ها این كار فردای شماست.
این كار فردای شماست.
کروبی: احمدی نژاد ادامه حیات خود را در بحران سازی می داند

حجه الاسلام مهدی کروبی در گفت و گوی تلویزیونی با شبکه خبری ” العربیه ” تاکید کرد دولت محمود احمدی نژاد ادامه حیات خود را در بحران سازی می داند.
او تاکید کرد از سخت بودن شرایط انتخابات آگاه بود اما نه او نه میر حسین موسوی و حتی محسن رضایی پیش بینی نمی کردند چنین فضایی حاکم شود.
او با اشاره به فشارهایی که در زندان ها علیه معترضان اعمال می شود ، تاکید کرد به جز حمزه کرمی یک زندانی سیاسی دیگری می شناسد که با او همان رفتار انجام شد تا علیه وی ( کروبی ) اعتراف کند.
حمزه کرمی مدیر کل سیاسی نهاد ریاست جمهوری در دوره رسایت جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی در ایران بود. او که از نزدیکان آقای هاشمی به شمار می آید، بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و در جلسه دادگاهی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد ، علیه مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی فسنجانی، اعتراف کرد.
او که مسئول سایت جمهوریت، یکی از پایگاه های اطلاع رسانی منتقد دولت محمود احمدی نژاد نیز بود، اخیرا نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشته که در آن به تشریح شکنجه هایی که در دوره بازداشت متحمل شده، پرداخته است و تاکید کرد برای اعتراف علیه سران معترضان سر او را داخل توالت فرو برده بودند.
آقای کروبی بدون این که نام فرد مور نظر را ذکر کند گفت که نامه ای که او در خصوص شکنجه هایش نوشته مطالعه کرده است.
تحریم ها و احتمال جنگ
دبیرکل حزب اعتماد ملی درباره تحریم های بین المللی ایران تاکید کرد که این تحریم ها در درجه اول بر مردم فشار می آورد.
ژوئن گذشته شورای امنیت سازمان ملل به منظور مقابله با برنامه اتمی ایران، قطعنامه دور چهارم تحریم ها را علیه ایران تصویب کرد. پس از آن آمریکا، اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و ژاپن، تحریمی های مضاعفی علیه ایران اعمال کردند.
آقای کروبی درباره تاثیر تحریم ها بر حکومت گفت که این تحریم ها بی اثر نیست اما در حال حاضر حاکمیت پول نفت دارد که آن را خرج می کند.
او درباره احتمال حمله به ایران گفت: “امیدواریم که چنین چیزی نشود . به کشور آسیب می رسد . به منابع اقتصادی آسیب می رسد. بر منطقه هم خیلی اثر سوء دارد.”
وی تاکید کرد که که اگر حمله بشود طبیعتا انسجام مردم بیشتر می شود و حکومت فشار بیشتری بر مردم می آورد و این فشارها را توجیه می کند.
این رهبر اصلاح طلب ایرانی با طرح این سوال که چرا وضعیت ایران هم اکنون به اینجا رسیده است، به سیاست های ماجراجویانه دولت در داخل و خارج ایران اشاره کرد و گفت: “این دولت است که حیات خود را در بحران سازی می داند . لذا حتی در مسائل داخلی می بینیم که درگیری ایجاد می کند.”
او با اشاره به سابقه حضورش در بخش های مختلف حاکمیت و ارتباط با تمام دولت های بعد از انقلاب، تاکید کرد که سیاست هایی که هم اکنون از سوی دولت ایران اعمال می شود، بی سابقه است.
او در باره علت این سیاست ها گفت: ” .زیاد ارتباط ندارم تا ببینم مجموعه شان شامل چه کسانی است . بر اساس اصول یک نفر نمی تواند همه این کار ها را بکند و فضایی را به وجود بیاورد که این گونه نفس ها را در سینه حبس کند. من عقیده دارم مجموعه ای این کارها را انجام می دهد. ”
شکایت اصلاح طلبان از سپاه
آقای کروبی درباره شکایت هفت نفر از فعالان ارشد اصلاح طلب از دخالت سپاه پاسدارن در انتخابات ریاست جمهوری ایران گفت: “نامه را چند نفر که در زندان هستند وبقیه هم که بیرون و اغلب محکوم هستند امضا کرده اند. اینها چه بگویند چه نگویند این واقعیتی است که انتخابات را سپاه وبسیج گردانده بودند و یکی از اعضای شورای نگهبان هم به طور کامل درگیر این قضایا است.”
هفت نفر از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب عمده اصلاح طلبان اخیرا با استناد به سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان قرارگاه ثارالله در مشهد ، فرماندهان سپاه را به ” کودتا ” علیه مردم و دست داشتن در ” تقلب سازمان یافته ” به هدف پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات گذشته متهم کردند.
آقای کروبی تاکید کرد: “الان هم کارها دست سپاه است. بخشی از سپاه و وزارت اطلاعات این کارها را انجام می دهند اغلب اعضای این دو نهاد ناراضی هستند.”
دولت نامشروع است
رئیس مجلس ششم ایران، در این گفت گو دولت محمود احمدی نژاد را ” نامشروع ” خواند و تاکید کرد ” این دولت با رای مردم سر کار نیامده است.”
او آن چه را که در ایران پیش آمده را فراتر از یک تقلب در انتخابات دانست و گفت: “آن موقع خبر نداشتیم اما به تدریج وقتی حوادث رخ داد دیدم قضیه تقلب نبوده. قضیه تنظیم شده و مهندسی شده بود.”
وی با اشاره به این که برخی در حاکمیت می گویند دلیلی برای تقلب در انتخابات وجود ندارد، گفت که آمادگی دارد با هر کس که نماینده حاکمیت است در تلویزوین مناظره کند و دلایل تقلب در انتخابات را ارائه دهد.
آقای کروبی گفت: “الان نتایج ناکار آمدی دولت را می بینیم. الان کارخانه های ما بخش عظیمش تعطیل است. ما امیدواریم کارخانه ها و صنعت ما از این حالت بیرون رود بعد معلوم خواهد شد حجم پسرفت چقدراست. برای اینکه همان نیروهای کارامدی که در زمان خودشان بودند اینها را کنار گذاشتند.”
نتیجه معکوس فشارها
نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، در ادامه گفت گوی خود تاکید کرد که فشارهای به وجود آمده از سوی حاکمیت و نهادهای امنیتی بر معترضان، نتیجه معکوس دارد.
او در این باره گفت: ” روزها و ماههای اول فشار آوردند. می خواستند اعتراض ها خاتمه پیدا کند اما خاتمه نیافت چون انبوه توده های جمعیت پشت اعتراض ها بودند. این مساله خاص مردم بود. آنها خیال می کردند با یک فشار تمام می شود. بنابراین اگر فشار کمتر شده از باب این است که دیدند نتیجه ندارد.”
آقای کروبی تاکید کرد فشارها پایان نیافته و دلیل آن هم ادامه بازداشت ها و بد رفتاری با زندانیان است. او تاکید کرد که هرچه این وضعیت ادامه پیدا کند، خشم بیشتر می شود و در نتیجه انفجار از درون شدید تر خواهد بود. بنابر این به گفته او درایت و عقل ایجاب می کند که حاکمیت هرچه زودتر راه خود را عوض کند.
مزاحمت ها
آقای کروبی درباره محدویت های ایجاد شده در رفت و آمدش گفت: “من در حصر نیستم به این معنا که من می روم بیرون و در جلسات شرکت می کنم. افرادی هم می آیند به دیدن من… اما هر جا برویم معمولا هفت هشت ده تا می آیند همه آنها را میشناسند. چهره هایشان هم شناخته شده است و کار را به مرحله زشت وبی سابقه رساندند. یک فاتحه خوانی معمولی که برویم آنها را می فرستند که شعار بدهند . گاهی مردم هم با انها برخورد می کنند . ما حاضر به برخورد نیستیم.”
عمل نکردن به قوانین
رئیس مجلس ششم در بخش دیگری از مصاحبه خود، به عمل نکردن دولت به مصوبات مجلس شورای اسلامی پرداخت. او با اشاره به فراز و نشیب های سیاسی پس از انقلاب عملکرد دولت فعلی ایران را بی سابقه توصیف کرد و گفت: ” اصلا کارهایی که اینها می کنند هیچ معقول و منطقی نیست. اصلا من نمی دانم اینها چگونه رفتار می کنند. مصوبه ها را عمل نمی کنند.”
او دلیل این وضعیت را ضعیف بودن مجلس دانست و تاکید کرد که اگر مجلس و قوه قضائیه نیرومند باشند، چنین اتفاق هایی رخ نمی دهد.
انتخابات آینده مجلس
دبیر کل حزب اعتماد ملی با تاکید بر این که هنوز برای تصمیم بر سر شرکت و عدم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی که قرار است اواخر سال برگزار شود زود است ، گفت: ” “باید ببنیم شرایط چه می شود… اما اگر وضع به همین منوال باشد و اینطور بخواهند کشور را اداره کنند و آیت الله جنتی دبیرشورای نگهبان از این حرفها بزند. وسخنگوی شورای نگهبان الان معلوم است سخنگوی شورای نگبهان نیست بلکه سخنگوی اقای جنتی است وبه روش خود ادامه دهد، طبیعتا شرکت در انتخابات منتفی است.
سخنان جنتی
آقای کروبی درباره صحبت های احمد جنتی که مدعی شده بود سران مخالفان ایران از آمریکا مبلغ یک میلیارد دلار از طریق پادشاهی سعودی دریافت کرده اند گفت: ” من تفکر اقای جنتی را می دانم و می دانم چگونه وی را تحت تاثیرقرار می دهند و اطلاع دارم که بارها در شورای نگهبان از او گله شده که چرا اینطور حرفهای نسنجیده می زند.”
او با تاکید بر کذب بودن ادعای جنتی خواستار دخالت مراجع در این رابطه شد و گفت: “ما هیچی از مراجع نمی خواهیم تنها اینکه از آقای جنتی بخواهند سندش را ارائه کند. ما هم تشکر می کنیم از مراجع وهم این کار مهمی است. یا اگر سند ندارد منبعش را بگوید.”
تلویزیون اصلاح طلبان
آقای کروبی درباره این که آیا قصد دارد تلویزیون راه بیندازد یا نه گفت: “من بنای چنین کاری را ندارم علتش هم این است که امکاناتش را نداریم آنوقت ما امکاناتی داشتیم یک کمک هایی هم می شد. ما یک کاری می خواستیم انجام بدهیم آنها مانع شدند من هم در کارهایم سعی می کنم برای دیگران گرفتاری انجام نشود.”
آقای کروبی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم ، تصمیم داشت یک رسانه تصویری راه اندازی کند که مقام های جمهوی اسلامی مانع این کار شدند و فردی که در حال انتقال نوارهای ضبط شده به محل پخش در “دبی” بود، ساعاتی بازداشت شد.
او درباره شبکه تلویزیونی “رسا” که اخیرا اصلاح طلبان راه اندازی کرده اند گفت: “اسامی که برای من ذکر کردند آنها همان نیروهایی هستند که در جمهوری اسلامی بودند و کار می کردند و حضور داشتند. با کاری که انجام می دهند موافقم انجام بشود مخصوصا اگر در چارچوب قانون اساسی باشد. الان اگر ازادی بدهند من دنبال همین کارها می روم . چون اگر ازادی بدهند امکانات هم می رسد. وقتی که ازادی نمی دهند امکانات هم داده نمی شود و افراد هم می ترسند.”
فتح خطاب به خامنه ای: از دخالت در مسائل داخلی فلسطینی ها دست بردار.

جنبش فلسطینی " فتح " که رهبری آن را محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین بر عهده دارد ، با صودر بیانیه ای از سخنان آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در مورد فلسطین در روز عید فطر انتقاد کرد.
فتح با متهم کردن جمهوری اسلامی به سرکوب مردم این کشور،آیت الله خامنه ای را به سوء استفاده از مساله فلسطین برای رسیدن به منافع منطقه ای متهم کرد.
آیت الله خامنه ای روز جمعه 10-9-2010 درخطبه های نماز عید فطر، از مذاکرات صلح بین اسرائیل و فسطینیان انتقاد کرد و گفت: " آمریكا و غرب نشسته اند و سركوب ملت فلسطین را تماشا می كنند و آن وقت برای صلح جلسه می گذارند؛ كدام صلح ؛ چه صلحی؟ بین چه كسانی؟" او همچنین هدف از مذاکرات صلح را " سرپوش گذاشتن بر جنایات دشمنان ملت فلسطین " دانست.
بیانیه جنبش فتح که روزنامه " الشرق الاوسط " آن را دوشنبه 13-9-2010 منتشرکرده است اظهارات خامنه ای را " سوء استفاده بی شرمانه از مبارزات ملت فلسطین و رهبری آن و دخالت آشکار در مسائل داخلی " خوانده است.
در این بیانیه آمده است " این سخنان اهداف نظام ایران و رهبری آن برای مصادره مساله فلسطین و مبارزات و از خودگذشتگی های ملت آن به سود مطامع منطقه ای واهداف توسعه طلبانه برملا می کند."
در بیانیه فتح آمده است: " اهداف نظام خامنه ای- احمدی نژاد که ملت دوست و برادر ایران را با تمام تکثرات قومی، دینی و مذهبی اش سرکوب می کند... اهدافی آشکار است که در پی توسعه شکاف میان فلسطینی ها و چند دسته کردن ملت عرب و کشاندن آن به جنگ های داخلی به سود خود است."
فتح در بیانیه خود با آن چه " تلاش های مستمر نظام خامنه ای – احمدی نژاد برای استفاده از مساله فلسطین به عنوان برگ برنده ای در چالش با غرب و ابزاری برای دخالت در امور کشورهای عرب و ضربه زدن به منافع ملی فلسطینی ها " خواند، اعلام مخالفت کرده است.
جنبش فتح با اشاره به سخنان پیشین محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی درباره مذاکرات صلح و تشکیلات خودگردان فلسطین تاکید کرده است " پیشتر نخواسته بود به سخنان مشابه محمود احمدی نژاد پاسخ دهد زیرا که او به گفته فتح " رئیس جمهوری نامشروع و غاصب قدرت است و مردم ایران را نمایندگی نمی کند."
بیانیه تاکید کرد " هنگامی که خامنه ای سخن می گوید، پس باید با تمام توان در مقابل این دخالت های فضاحت بار در مسائل داخلی ملت فلسطین و جسارت به این ملت ایستاد."
احمدی نژاد در مراسم "روز قدس" با انتقاد از مقامات فلسطینی گفته بود که " سرنوشت فلسطینیان از طریق مقاومت مردم این سرزمین تعیین می شود، نه در واشنگتن، پاریس و لندن."
نبیل ابو ردینه سخنگوی تشکیلات خودگردان فلسطین با صدور بیانیه ای درباره سخنان احمدی نژاد گفته بود :" فردی که نماینده مردم ایران نیست و در انتخابات تقلب کرده و مردم ایران را سرکوب می کند و قدرت را دزدیده ، نمی تواند در باره فلسطین و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین سخن بگوید."
فتح تاکید کرده است که "دخالت در تصمیم های ملی و مستقل فلسطین یا تلاش برای تاثیر گذاردن بر آن، خط قرمزی است که نه به نظام حاکم بر ایران و نه به هیچ نظام دیگری، اجازه تجاوز بر آن داده نمی شود."
فتح افزوده است " ملت فلسطین خود رهبری مشروع و منتخب دارد و مشروعیت خود را از دهها سال مبارزه ملی گرفته است و این مشروعیت را غصب نکرده است."
فتح از رهبر جمهوری اسلامی خواسته از دخالت در مسائل داخلی فلسطینی ها دست بردارد.
همچنین از ملت فلسطین و ملت عرب خواسته در برابر آن چه " سیاست ها و نقشه های نظم خامنه ای- احمدی نژاد که هدف آن تاثیر گذاری بر روابط ملت فلسطین و عرب با ملت دوست و برادر ایران " خوانده، بایستند .
۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه
وقتی حضرت آیت الله العظمی صانعی و خاتمی هم به سید حسن اقتدا میکنند

تصویری زیبا از اقامه ی نماز جماعت به امامت حجه الاسلام سید حسن خمینی و اقتدای حضرت آیت الله العظمی صانعی و حجه الاسلام خاتمی به ایشان
میرحسین موسوی : جنبش سبز ریشهدارتر از آن شده که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود

میرحسین موسوی در واکنش به محاصره امنیتی وی گفت: بنده و کروبی همراهان کوچکی با مردم هستیم. حاکمیت جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما / جنبش ریشهدارتر از آن شده که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود.
--
همزمان با گزارش ها درباره تشدید فشارهای امنیتی بر میرحسین موسوی، معاون امنیتی و سیاسی دادستان کل کشور از تشکیل پرونده ای در دادسرای تهران با هدف محاکمه کسانی که آنها را "سران فتنه" نامید، خبر داد.
ناصر سراج دیروز به خبرگزاری فارس (وابسته به نهادهای نظامی و امنیتی) گفت که این پرونده برای "رسیدگی به جرائم سران فتنه" تشکیل شده است.
همزمان سایت خبری "نوروز" ارگان رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی از تشدید محدودیت های نیروهای امنیتی در اطراف دفتر میرحسین موسوی خبر داد.
به گزارش این سایت "از صبح دیروز با استقرار نیروهای امنیتی در ابتدا و انتهای کوچه دفتر مهندس موسوی از ورود افراد مراجعه کننده جلوگیری شده و برخی مراجعه کنندگان بازداشت شدند."
نوروز اضافه کرده که محمدرضا خاتمی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و نایب رئیس مجلس ششم هم هنگام مراجعه به دفتر موسوی بازداشت اما پس از دقایقی آزاد شد.
آقای سراج توضیح نداده منظورش از "سران فتنه" دقیقا چه کسانی است اما این واژه در بیان مسئولان جمهوری اسلامی غالبا به میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبران جنبش سبز و دو نامزد معترض به نتایج انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران در سال 1388 اطلاق می شود. هرچند برخی از چهره های جریان حاکم نام افرادی مانند محمد خاتمی و حتی اکبر هاشمی رفسنجانی را نیز به عنوان سران فتنه مطرح می کنند.
پیش از این، آیت الله ابوالقاسم خزعلی از روحانیون حامی جریان حاکم در اظهارنظری، هاشمی رفسنجانی که ریاست دو نهاد کلیدی جمهوری اسلامی یعنی مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد، "ریشه فتنه" و موسوی و کروبی را "سران فتنه" خطاب کرده بود.
معاون امنیتی و سیاسی دادستان کل کشور دیروز همچنین هرگونه اطلاع رسانی درباره "اعلام جرم علیه سران فتنه" و "متهمان و دستگیر شدگان" را صرفا در حوزه اختیارات دادستانی تهران عنوان و از ارائه توضیحات بیشتر در این خصوص خودداری کرد.
بحث درباره محاکمه افرادی که مسئولان جمهوری اسلامی از آنها به عنوان «سران فتنه» نام می برند، به طور مشخص پس از آرامش نسبی فضای سیاسی و اجتماعی ایران و کاسته شدن از اعتراضات خیابانی به نتایج اعلام شده انتخابات دهم ریاست جمهوری، به یکی از محورهای درخواستی حامیان دولت محمود احمدی نژاد از قوه قضائیه تبدیل شده است.
اشاره اصولگرایان و طرفداران جریان حاکم به "فتنه" در واقع اشاره به اعتراضات عمومی و گسترده ای است که طرفداران میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری به نتایج اعلام شده آن انتخابات ابراز کردند. جنبش اجتماعی حاصل از این اعتراضات در ایران و جهان به "جنبش سبز" مشهور شده است.
نا آرامی های حاصل از این اعتراضات برای ماه های متمادی، جامعه ایران را درگیر خود کرده بود. امری که باعث شد حامیان احمدی نژاد و آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، جنبش سبز را "فتنه سبز" خطاب کنند.
-----
میرحسین موسوی میگوید مردم فهمیدهاند که ریشه بحرانها در استبداد است و دولتمردان برای حفظ حکومت خود تلاش میکنند بین مردم اختلاف بیندازند و با افزایش محدودیتها «معلوم نیست چه خوابی دیدهاند.»
آقای موسوی در گفتگویی که امروز دوشنبه در وبسایت کلمه منتشر شده، گفت که «نظام در بسیاری از سطوح به سمت ماکیاولیسم چرخیده و در این موارد هدف هر نوع وسیلهای را توجیه میکند.»
این رهبر جنبش سبز افزایش سرکوبها را اشتباهی بزرگ از سوی حاکمیت خواند و افزود: «ریزش مدام مشروعیت و نارضایتیهای در حال انباشت، وضعیت ویژهای را در کشور ایجاد کرده است.»
موسوی اظهار داشت: «بنده و برادر کروبی و دیگران همراهان کوچکی با مردم هستیم. آنها {حاکمیت} جا دارد از خشم روزافزون مردم بترسند نه از ما و جنبش ریشهدارتر از آن شده که با محدویت و یا حذف امثال بنده متوقف شود.»
وبسایت کلمه نیز امروز در گزارش جداگانهای از بروز برخی اتفاقات در هفتههای آینده خبر داده است.
به نظر میرسد هشدار آقای موسوی و وبسایت کلمه در مورد برخی اقدامات حاکمیت علیه رهبران جنبش سبز باشد که محدودیتها علیه آنها در روزهای اخیر افزایش یافته است.
میرحسین موسوی در بخش دیگری از این گفتگو، گزارشها درباره افزایش محدودیتها علیه خود را تائید کرد و گفت: «اخیرا به خاطر خوف نیروهای امنیتی از حرکتهای خیابانی مردم این محدویتها شدیدتر شده است.»
وی همچنین افزود: «فشارهای امنیتی مشکل صاحبان قدرت را حل نمیکند.»
۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه
فقط بخاطر دفاع از ناموس احمدی نژاد ( طنز)
خدا پدر این آقای مکارم شیرازی را بیامرزد که گفت " آمارهای کاهش تورم دولت درست نیست".
البته این حرف ها را بخاطر دفاع از ناموس رئیس جمهور زد، چون فردا مردم که می روند خرید، قیمت های اصلی را می فهمند و بعد فحش خواهر و مادر می دهند به آدم دروغگو، در نتیجه باز خدا پدر روحانیت را بیامرزد که اگر کاری برای اقتصاد کشور نمی تواند بکند، کاری برای خواهر و مادر رئیس جمهور می تواند بکند.
البته کلا به نظر می رسد و چنانکه مسوولان ثبت احوال گفته اند، آمارهای جمعیت و زاد و ولد و طلاق و ازدواج هم ایراد دارد. آمار کل نفوس و مسکن هم اشکال دارد. آمارهای انتخابات هم که از اساس ایراد دارد. آمارهای بودجه و وضع اقتصادی هم ایراد دارد،
نمی شود که به ادعای رئیس جمهور ایران ششمین کشور جهان از نظر قابلیت سرمایه گذاری باشد، اما با آمار سازمان ملل مثلا 150 مین کشور دنیا باشد. ما هر چقدر هم ریاضی بلد نباشیم، متوجه می شویم عدد صد و پنجاه با شش یک تفاوت های جزئی دارد. البته من می ترسم یک دفعه متوجه شویم جمعیت ایران 350 میلیون نفر است و ما در تمام این مدت در قاره آمریکا زندگی می کردیم، بعید نیست. بقول مش قاسم از این انگلیسی ها هیچ چیز بعید نیست، البته انگلیسی دور و بر ما نبود، ولی فرض کردیم
به قلم ابراهیم نبوی
۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه
کــروبــی: آنـکـه مــی تـرســد، مـــی تــرســانــد.
طنز ماجرا آنجاست که گمان می برند می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم مایوس کنند...
حجه الاسلام مهدی کروبی، با انتشار نامه ای خطاب به ملت ایران، انگیزه یورش های پیاپی به خانه خویش را شرح داد. او نوشت:
در حملات وحشیانه شب های قدر دیدیم که ابتدا مزدبگیران را افراد مؤمن، متعهد و ولایت مدار قلمداد کردند و با حضور فرماندهان نیروی انتظامی و سپاهی منطقه در صحنه، مهر تائید بر این ادعا زدند.
اما وقتی دیدند که نقشه های شان نقش بر آب شد و حاصلی نبردند و با طرد و نفرت مردم ایران و جهانیان مواجه شدند طی اطلاعیه ای این عناصر را خودسر، بی تدبیر و بی بصیرت نامیدند. عده ای خودسر؟ آری، عده ای خودسر که نیروی عظیم اطلاعاتی، امنیتی و قضائی و نظامی که مدعی کنترل جهان است از شناسائی و تنبیه آنها عاجز می ماند.
ملت شریف و آزاده ایران
شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخ ها و اوباش درباری را سفید کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود، که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی - سی سال پس از انقلاب اسلامی- چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.
آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم سر ستیز و جنگ دارند.
آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جز آنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند.
طنز ماجرا آنجاست که گمان می برند می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.
اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد.
آنها را ببین که خیال می کنند با این نمایش های مبتذل و ارعاب های کودکانه، کروبی را از میدان به در می کنند و او از ترس مرگ تب می کند؛ حال آنکه او صبر و استقامت را در رکاب خمینی کبیر آموخته است و جوانی اش را با او، در کنار او و با آرمان های او به پیری رسانده است، و امیر الحجاج خمینی و نماینده وی در سرپرستی و نگهداری فرزندان شهدای انقلاب اسلامی ایران بوده است.
عده ای از خدا بی خبر گمان می کنند که مهدی کروبی می تواند انحراف انقلاب اسلامی را شاهد باشد و دم بر نیاورد و اسلام را ذلیل ببیند و با ارعاب به کنجی بخزد و عافیت بجوید.. فکر می کنند با حمله به مساجد وخانه بزرگان، زندانی کردن یاران خمینی کبیر، به زنجیر کشیدن نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و روشنفکران خیر اندیش وایجاد رعب و وحشت در زندان ها و جامعه، می توانند در برابر نسیم بهاری و شکوفائی اجتماعی ایران سد و مانعی ایجاد کنند؟آنها البته ترسیده اند که نتوانند با نسیم بیداری و آزادی مردم مقابله کنند و از همین روست که راه ارعاب پیش گرفته اند. چرا که آنکه می ترسد، می ترساند.
مردم آزادیخواه ایران
ما نیک واقفیم که در جناح دیکتاتورماب و تمامیت خواه، چنان یاس و ناامیدی، تفرقه و تشتت و سر در گمی و عدم برنامه ریزی حکمفرماست که بروز چنین رفتارهای ابلهانه ای از جمله نتایج همین یاس و ناامیدی است. واقفیم که اولیا امور تسلطی بر اعصاب و روان پریشان خود ندارد و از داشتن برنامه ای برای اداره کشور حتی در ابتدائی ترین سطوح آن محرومند.
ملت شریف ایران!
ما با نشاط و امیدوار به لطف پرودگار، راه سبز امید به آزادی را با قدم های استوار خویش ادامه داده و دست در دست هم به پیش می رویم و هوشیارانه مراقبیم تا این دون صفتان، راه اعتراض مسالمت آمیز و انسانی ما را به خشونت و خون ریزی نکشانند. چنین نمایش های کودکانه ای نیز نه تنها راه ما را سد نخواهد کرد که برعکس بر ایمان ما به راهی که دنبال می کنیم خواهد افزود: راه مبارزه با دروغ و سبعیت و قلدرمآبی.
سبحانک انت الذی لا اله الا انت انی کنت من الظالمین
مهدی کروبی
۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه
برای لبخندی که دریاست. (خاتمی عزیز تولدت مبارک)
از روشنان آب تا زلالی آینه تا تماشای آفتاب
چشم انداز هزاران دریچه سبز به کوچه باغ خاطره های ناب
فرزند آیینه و آفتاب
ذریه ی آب
خاتمی عزیز تولدت مبارک
۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سهشنبه
دروغ های احمدی نژاد تمامی ندارد ...
فیلم صحنه گزارش احمدی نژاد به خامنه ای در هفته دولت بسیار دیدنی است. پیشنهاد می کنم فیلم آن را، بخصوص آن قسمت که احمدی نژاد دارد دروغ سر هم می کند و درباره رسیدن تولیدات کشاورزی از 87 میلیون تن به 107 میلیون می گوید پیدا کنید و روی سایت های خود قرار دهید.
تا روز قبل از این دیدار و گزارش، روی بیلبوردهای تبلیغاتی در خیابان های تهران، رقم 71 میلیون تن نوشته شده بود که البته آن هم دروغ بود. یعنی سرانه هر نفر در سال یک تن؟
دروغ بعدی جذب 3 میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال گذشته بود و این که دولت در این مدت ایران را در عرصه جذب سرمایه خارجی به مقام ششم در دنیا رسانده است! این فرد واقعا حیا ندارد و از آن بدتر قیافه بهت زده خامنه ای هنگام شنیدن این گزارش بود.
آخر 3 ملیارد دلار هم شد رقم؟ که با آن ایران به مقام ششم در دنیا برسد؟
از دیگر پیشرفت هائی که این دروغگو گزارش داد اعلام تعداد سفر های ایشان بود که بموجب آن احمدی نژاد به 81 کشور جهان سفر داشته و از 71 کشور جهان هم نماینده یا مقام عالیرتبه به ایران آمده است.
از دروغ های دیگر که در کمال وقاحت آن را در گزارش خود گنجانده بود "تفاهم کامل با مجلس" بود.
حقیقتاً من در قیافه رهبر بهت و خرفتی را که به ایشان دست داده بود دیدم. مبهوت به یک نقطه خیره شده بود. ای کاش به این فکر می کرد که در چه دام و بلائی خودش را گرفتار کرده و حالا چهار چنگولی وسط معرکه یک مشت شارلاتان به اسارت افتاده است. چنان زیر پوستش باد کرده اند، که جلوی پایش را هم نمی تواند ببیند.
پس ازگزارش احمدی نژاد، رهبر که شک نیست خودش هم میداند گزارش دولت سراپا دروغ و ریا بود، فقط گفت دولت از سند چشم انداز فاصله بسیار دارد. آش آنقدر شور بود که خان هم فهمید.
در سایت رهبر اثری از فیلم این دیدار نیست. حتی متن گزارش دولت و سخنرانی ایشان را هم حذف کرده اند. فقط در یک قسمتی، بنام "نمودار"بیانات برای هیئت دولت" به تاریخ 13/6 بصورت نمودار سرفصل حرف های آقا را دسته بندی کرده اند که بازهم دم خروس در سراسرش پیداست. با زبان بی زبانی یعنی این که این دولت باندازه 2 ریال هم کار که نکرده هیچ، حالا باید "هیئت بررسی" برای تعین اینکه کارهای دولت چقدر با سند چشم انداز فاصله پیداکرده، درست کنند. یعنی تشکیل یک مجمع دیگر، موازی با مجمع مصلحت نظام و روی سر مجلس! پاشیدگی نظام از این واضح تر؟
تا روز قبل از این دیدار و گزارش، روی بیلبوردهای تبلیغاتی در خیابان های تهران، رقم 71 میلیون تن نوشته شده بود که البته آن هم دروغ بود. یعنی سرانه هر نفر در سال یک تن؟
دروغ بعدی جذب 3 میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال گذشته بود و این که دولت در این مدت ایران را در عرصه جذب سرمایه خارجی به مقام ششم در دنیا رسانده است! این فرد واقعا حیا ندارد و از آن بدتر قیافه بهت زده خامنه ای هنگام شنیدن این گزارش بود.
آخر 3 ملیارد دلار هم شد رقم؟ که با آن ایران به مقام ششم در دنیا برسد؟
از دیگر پیشرفت هائی که این دروغگو گزارش داد اعلام تعداد سفر های ایشان بود که بموجب آن احمدی نژاد به 81 کشور جهان سفر داشته و از 71 کشور جهان هم نماینده یا مقام عالیرتبه به ایران آمده است.
از دروغ های دیگر که در کمال وقاحت آن را در گزارش خود گنجانده بود "تفاهم کامل با مجلس" بود.
حقیقتاً من در قیافه رهبر بهت و خرفتی را که به ایشان دست داده بود دیدم. مبهوت به یک نقطه خیره شده بود. ای کاش به این فکر می کرد که در چه دام و بلائی خودش را گرفتار کرده و حالا چهار چنگولی وسط معرکه یک مشت شارلاتان به اسارت افتاده است. چنان زیر پوستش باد کرده اند، که جلوی پایش را هم نمی تواند ببیند.
پس ازگزارش احمدی نژاد، رهبر که شک نیست خودش هم میداند گزارش دولت سراپا دروغ و ریا بود، فقط گفت دولت از سند چشم انداز فاصله بسیار دارد. آش آنقدر شور بود که خان هم فهمید.
در سایت رهبر اثری از فیلم این دیدار نیست. حتی متن گزارش دولت و سخنرانی ایشان را هم حذف کرده اند. فقط در یک قسمتی، بنام "نمودار"بیانات برای هیئت دولت" به تاریخ 13/6 بصورت نمودار سرفصل حرف های آقا را دسته بندی کرده اند که بازهم دم خروس در سراسرش پیداست. با زبان بی زبانی یعنی این که این دولت باندازه 2 ریال هم کار که نکرده هیچ، حالا باید "هیئت بررسی" برای تعین اینکه کارهای دولت چقدر با سند چشم انداز فاصله پیداکرده، درست کنند. یعنی تشکیل یک مجمع دیگر، موازی با مجمع مصلحت نظام و روی سر مجلس! پاشیدگی نظام از این واضح تر؟
۱۳۸۹ شهریور ۱۵, دوشنبه
جناب جنتی،خبر مرگت شایعه بود، خود مرگ که شایعه نیست.

اصل خبر: سخنگوی شورای نگهبان با تکذیب خبر بستری شدن آیت الله جنتی به علت کمای مغزی در بیمارستان، از برگزاری جلسه کاری شورای نگهبان راس ساعت 10 و با حضور دبیر این شورا خبر داد. عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر اظهار داشت: بنده چند لحظه قبل با حضرت آیت الله جنتی گفتگو داشتم ایشان در سلامت کامل به سر می برند.
شنیدم که به شایعه مرگت خندیده ای؟ به جرات می توان گفت در ایران ،تا کنون این چنین موج شادی از خبر مرگ کسی به راه نیفتاده بود.حتی پس از خبر مرگ صدام حسین، دیکتاتوری که هم ملت عراق و هم ملت ایران ، دلشان از دست او خون بود و هم تمام آزاد اندیشان جهان نیز اینقدر مردم را شاد از مردن کسی نمی شد ، دید.
گیرم که برادران سپاه این شایعه را برای گم شدن خبر سخنان ابومازن و سخنگویش ، انتشار داده باشند، ولی ای پیر کهنسال ، خبر مرگت شایعه بود، خود مرگ که شایعه نیست؟
حالا به شایعه خبر مرگت می خندی، ولی فکر می کنی چند سال دیگر زنده باشی؟
وقتی این موج شادی و شعف را از شایعه خبر مرگت می بینی،حتی لحظه ای در خود تامل نمی کنی که مگر من با این ملت چه کرده ام که اینچنین از خبر مرگ من ، موجی از شادی آنها را در بر می گیرد؟
آیا به روز جزا و آخرت ایمان داری؟ و اگر هم نداری،آن خوی قدرت طلبی ات مگر چیست که حاضری تمام تنفر ملت را به جان بخری، و برای این عمر کوتاه پیش رو آن خوی نفرین شده ات را سیراب کنی؟
به چه فکر می کنی؟ و به چه می خندی؟به خبر مرگی که چه زود و چه دیر گریبانت را خواهد گرفت و نفرین و نفرت ابدی یک ملت که به جان خریده ای؟
۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه
میرحسین موسوی: دولتمردان چوب حراج بر منافع ملی زده اند

به قلم میرحسین موسوی ( 14 شهریور 89) :
امروز در جامعه ایرانی به تبع آنچه در بیش از یکسال گذشته اتفاق افتاده مردم بیشتر از هر زمانی با پرسشهای تعیین کننده و حساس درباره خود و جامعه ای که بدان تعلق دارند روبرو هستند.
مردم از خود می پرســـــــند قیام آنان به عنوان شهروندان، برای برپایی جامعه ای که در آن کرامت انسانی پاس داشته شود و زمینه رشد و شکوفائی استعدادهای خدادادشان فراهم آید و قدم های روشن برای بهروزی آنان و جامعه برداشته شود، به کجا رسید؟
به راستی آنها تاچه اندازه به خواستهای بر حقشان یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت نزدیک گشته اند؟
مردم می پرســـــــند که استقلال سیاسی که ارمغان قیام و نثار خونهای بسیار بوده است تا چه اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان ومنطقه انجامیده است؟
می پرســـــــند آیا ما امید تحقق آنچه را که در بند یک سند چشم انداز بیست ساله آمده است به باد نداده ایم و آیا مدیریت غلط و ماجراجوئی های نابخردانه و دشمن تراشی های بیهوده در عرصه روابط خارجی، میراث گذشته پرافتخار ما را به باد نداده است؟
چه مانعی باعث شده که نظام نتواند از دستاوردهای سترگ مدیران فداکار و دانشمندان و متخصصان و مدافعان منافع ملی استفاده کند؟ و آیا می توان از سیاست خارجی که تنها در صدا و سیما و رسانه های مشخص دولتی پر هیبت و با اقتدار جلوه می کند و چهره ترحم انگیز آن را حتی درهای بسته گفتگوهای بی ثمر و ذلت بار نمی تواند پنهان کنند جز این انتظاری داشت؟
مردم ما به حق نگران حرکات خام دولتمردانی فاقد حمایت مردمی هستند، یعنی بی بهره از گرانبهاترین سرمایه و پشتوانه ما در تعاملات خارجی در طول دو دهه گذشته. و نگران از آنکه بی بهرگان از اعتماد ملی در پشت سر ملت چوب حراج بر منافع ملی بزنند و سرزمینی سوخته در پشت سر خود بر جای گذارند.
مردم از خود می پرســـــــند چه میزان از آزادی هائی که در پس قرنها اختناق و استبداد با نثار فداکاری ها و تحمل مشقتهای بی شمار به دست آمد و پاسداشت آنها در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته باقی مانده است؟
و باز مردم می پرسند تا چه اندازه در جامعه ای که در آن قلم ها شکسته و دهانها بسته و روزنامه نگاران و فرهیختگان و استادان و معلمان و کارگران و زنان و مردان در پشت میله های زندان هستند و هرگونه انتقاد و اعتراض توطئه همداستانی با دشمن های خودساخته خوانده میشود و هر گامی برای احقاق حق فتنه نامیده میشود، بحث از حقوق ملت و کرامت انسانی و آزادی ها موضوعیت دارد؟
با چمن کاری میدان آزادی و اینکه بگوئیم مردم ایران از بیشترین آزادی ها برخوردار هستند طعم تلخ دیکتاتوری در دهان شیرین نمی شود. مردم سوال میکنند که بدون ترس از زندانی شدن تا کجا می توانند از صاحبان قدرت سوال کنند؟
مردم می پرسند، آیا در محاکم و دعاوی در پناه قانون هستند، یا قربانی اعمال نفوذ مراکز قدرتی میشوند که پایبندی به هیچ قانونی را بر نمی تابند؟
آیا بسیج و نیروهای نظامی و امنیتی و انتظامی از مال و جان و آبرو و حقوق آنان دفاع می کنند یا از مکانت و مکنت و قدرت زور مداران؟
مـــــــردم می پرســـــــند آیا سفره آنان امروز رنگینتر از دیروز است و یا حاصل وعده دروغین آوردن نفت بر سر سفره هاشان کوچکتر شدن این سفره ها و تحلیل رفتن لوازم رفاه در زندگی آنان بوده است؟
کجا رفت آن حقوق شهروندی فارغ از هرگونه باور دینی و پیروی از هر مرام و مسلک، در حالی که چوب تکفیر و تفسیق از سوی محافل قدرت به بهانه دگراندیشی علیه همه متفکران و فرهیختگان بلندشده است؛ تا آنجا که وزیر دولت دانشگاه را به «باخاک یکسان کردن» تهدید می کند و نجوای عاشقانه ربنای یک هنرمند به علت کُرنش نکردن در مقابل یال و کوپال داران از سر سفره افطار مومنان قطع می شود.
این پرسش مدام تکرار می شود کجا رفت بیش از چهارصد میلیارد دلار نفتی در سالیان اخیر…
آنها می پرســـــــند حاصل نظامی گری در عرصه تولید، توزیع و خدمات کشور آیا جز پدید آمدن قطب های اقتصادی انحصارگر، ناکارآمد و زیان ده و نیز نحیف شدن روزافزون بخش خصوصی و تعاونی بوده؟ آیا خصوصی سازی های نمایشی جز به اختصاصی سازی بنگاه ها و فعالیت های اقتصادی انجامیده است؟ آیا سیاست هایی که در دانشگاهها، به ویژه در قبال علوم انسانی اتخاذ شده است جز به پادگانی سازی مراکز علم آموزی منتهی شده است؟
و باز هم این مردم هستند که می پرســـــــند آیا آنچه با آموزگاران، دبیران و مدیران باتجربه ای که تنها گناهشان مخالفت با سیاست های نسنجیده دولت در حوزه تعلیم و تربیت است می شود ما را به توسعه علمی پایدار خواهد رساند؟ آیا واردات بی رویه کالا، کمر صنعت ملی را نشکسته است؟ چه کسانی و چه باندهائی از این سیاستها، آن هم زیر لوای مبارزه با فساد دولتیان سود می برند؟ مگر سیاستگذاری های بی برنامه دولت در حوزه کشاورزی، باغداری، دامداری و شیلات، روستائیان ما را در دل نگرانی مستمر نسبت به آینده خود قرار نداده است؟ آیا اگر اکثریت مردم ایران مواجب بگیر کمیته امداد یا مراکز مشابه شوند، به آرمان جامعه پیشرفته دست یافته ایم؟
این پرسش ها و صدها پرسش مانند آن، دغدغه آحاد مردمان ایران عزیز شده است و تبلیغات دروغین در پائین آمدن نرخ تورم، نمایش های پرهزینه برای نشان دادن حمایت مردم از دولت، سخنرانی های پرهیاهو برای موفق نشان دادن سیاست های دولتمردان، اصرار مکرر در نشان دادن خاموشی صدای اعتراض و انتقاد مردم، آنچنان نخ نما و بی فایده شده که گویی استفاده پرتکرار از این ابزارها تنها برای تسلی دل حاکمان است. و باید هم همین باشد چراکه چشمهای مست از قدرت و تفرعن نمی توانند پوستر “دروغ ممنوع” را ببینند چه رسد اثرات آن را در هدف گذاری ها و سیاستها و اجرا.
کاش حاکمان بیش از هر چیز به شکاف عمیق بی اعتمادی بین خود و مردم می اندیشیدند و عمق فاجعه ای که اتفاق افتاده را درک می کردند.
کاش به جای درخواست های مکرر از بازیگران صحنه بین المللی، یکبار هم که شده از مردم خویش می خواستند که فرصت جبران تمامی ستم ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته اند به آنها بدهند.
کاش درهای زندانهایی که آزاد زنان و آزاد مردان دلسوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می کردند و از آنان درخواست می کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن بست بر می خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت ها را به دشمنان خود ساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاهها بر میخوردید، نمی گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می کنید. گیرم دانشگاهها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه میکنید؟
شاید هنوز هم راه بازگشت باز باشد. انتخاباتی آزاد برگزار کنید و حق مردم در تعیین سرنوشت خود را به راستی به رسمیت بشناسید.
از مردم بپرســـــــــید آنها به شما خواهند گفت زندانیان حوادث پس از انتخابات را آزاد و به جای آن، عاملان و آمران فجایع شوم را مجازات کنید و با باز کردن درهای زندان، خود را از چرخه پایان ناپذیر و مضمحل کننده به کارگیری خشونت و ستم بیشتر آزاد نمایید. راه و رسم سخن گفتنتان را با مردم دگرگون و صداقت و شفافیت را جایگزین دروغ و تزویر کنید. با مردم خود آشتی کنید و از پشتوانه آنها عزت کسب کنید، تا مجبور نشوید در مناسبات خارجی خود تن به ذلت دهید.
اسلام رحمانی را بجای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهید دید که همین مردم ستم دیده از شما، آماده بخشش شما خواهند بود و با بزرگ منشی، که از ویژگیهای تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومتهای خودکامه ای که ملتشان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.
دوستان همراه، نوجوانان، جوانان و سالمندان، زنان و مردان حق طلب، روستائیان و شهرنشینان غیور، در هر کجای این سرزمین پرعظمت که زندگی می کنیم چاره ای جز صبر و استقامت در راه احقاق حق نداریم و باید شعله های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که این روزها بر میهنمان سایه افکنده است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هموطنان ما با چهره های زشت و توانفرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه های درمانی فرزندانشان درمانده اند.
چه بسیار که خود فروشی و اعتیاد، خانمانشان را برباد داده است. از حال و روز یکدیگر با خبر شویم. به یاد داشته باشیم که تعیین کننده سرنوشت این ملت، نه بازیگران منفعت جوی سیاست ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق خواهی و تحول برای آینده ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که این ملت را در طول بحران ها و توفان های سهمگین، پابرجا نگه داشته است و به اتکای آن، پرچم هویت دینی – ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.
میرحسین موس
۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه
نا امیدی ....
هرگر به تمامی نا امید نشده ام مگر آن زمان که تمام امیدم را به چیزی بسته ام
پی نوشت :
- حذف شدبرسد به دست مهدی کروبی ....

سلام شیخ . صداها را میشنوی ؟ همین پشت درب خانهات .
اشتباه نکن شیخ . خوبتر که گوش کنی از لای این صداهای کثیف صداهای آشناتری هم میشنوی .
خوب گوش کن . صدای ما را هم لای همین صداها شنیدی حالا ؟ صداهائی که قسم عمده و عامل و سببش خود تو بودی که درآمد و تو هستی که اینچنین ادامه پیدا کرد .
شیخ عزیز ! اگر صدای مائی که تو قرص پشتمان ایستادی نبود حالا هم این صداها درنمیآمد .
صداهائی که به لجن میماند و ولی نادانسته خودشان تمام آنچه خفت و ذلت و خواری و ضعف در برابر صداهای ما است را دارند به گوش تو میرسانند .
خوب گوش کن شیخ . از شنیدن صدای ما وحشت دارند . صدائی که چون تو کوهی پشتش ایستاده را وحشت دارند که دربیاید . وگرنه چرا اینهمه صدای کثیف جلوی درب خانهی تو ؟ چرا جای دیگر نه ؟ وحشت دارند از کسی که پشتیبان صدای ما است .
میبینی نازنین شیخ شجاع ؟ از تو وحشت دارند که همیشه پناه صدای مائی .
صبور باش شیخ شجاع . صداها میگویند سحر برای من و تو نزدیک است . خیلی نزدیک ...
۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه
دیده بگشا بر ستم درین فریبستان عــلـــی(شعری متناسب با حال و روز ایران)

دیده بگشا ای به شهد مرگ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم ای مستی هستی فضا
دیده بگشا ای پس از سوءالقضاء حسن القضاء
دیده بگشا از کرم رنجور دردستان...عــلـــی
بحر مروارید غم گنجور مردستان....عــلـــی
دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک وآه
کبر پستان بین و جام جهل و فرجام گناه
تیر و ترکش...خون و آتش...خشم سرکش...بیم چاه
دیده بگشا بر ستم درین فریبستان...عــلـــی
شمع شبهای دژم...ماه غریبستان ...عــلـــی
دیده بگشا...نقش انسان ماند با جامی تهی
سوخت لعل و مرد لیلی خشک شد سرو سهی
ز آگهیمان جهل ماند و جهل ماند از آگهی
دیده بگشا ای صنم ای ساقی مستان...عــلـــی
****
****
دانلود با صدای محمد اصفهانی
روی گزینه دانلود کلیک راست کنید و گزینه save link az را بزنید
روی گزینه دانلود کلیک راست کنید و گزینه save link az را بزنید
اشتراک در:
پستها (Atom)

