
می خواهم در مقابل كسانی كه از دورغگویی های اخیر احمدی نژاد (درباره سنگسار و آزادی ایرانیان و 11 سپتامبر) به خشم آمده اند، زاویه دیگری بگشایم.
گاهی نه تنها راستان و راستگویان كه همواره سربازان مخلص حقیقت هستند، بلكه اتفاقا" دروغگویان بی آنكه بدانند و بخواهند، به تلألؤ گوهر حقیقت كمك می كنند. این سند اثبات حقانیت "حقیقت" است كه حتی دشمنانش، ناخواسته به برقراری آن یاری می رسانند.
اگر ما مردمان به ستوه آمده برای رهایی از این دوران سخت عجله نداشتیم، یا اگر فقط ناظرانی بیخیال بودیم كه در كناری ایستاده بودیم، شاید باید احمدی نژاد را یك "عطیه بزرگ" برای هوشیاری مردم دنیا در مقابل دروغ و نیرنگ می دانستیم و ای بسا به خاطر كمكی كه ناخواسته به "كشف حقیقت" می كند، خدای را بابت وجود امثال او سپاس می گفتیم. او نعمتی بزرگ می بود برای حقیقت، اگر ما تا به این اندازه دربند و گرفتار و به جان آمده نبودیم و اگر برای رهاشدن از این وضعیت تلخ، این چنین بی تابی نداشتیم. او و حكومت كودتایی با سرعتی عجیب به سوی نابودی خویش قدم بر می دارند و حتی بدون دخالت دیگران، بنیان آنها به سستی خانه عنكبوت است.
زیرا بن مایه خانه شان از فریب و ریا و دروغ بنا شده است. اما حالا كه بی تاب رهایی هستیم، باید بیش از یك ناظر كه به تماشای تخریب خانه عنكبوتی آمده، تلاش كنیم.
احمدی نژاد و تفكری كه او نماینده آن است و بر دروغ و افترا بنیان گذارده شده، امروز بی آنكه بخواهند در حال خدمتی بزرگ به "گوهر حقیقت" هستند. بسیاری از خدمتگزاران غیابی عنصر حقیقت، اتفاقا" دروغگویان بزرگی همچون احمدی نژاد هستند كه با "كژنمایی حقیقت"، در نهایت به جستجوی بیشتر و "كشف حقیقت" یاری رسانده اند و باعث هوشیار شدن مردم و دفاع سرسختانه تر آنها از گوهر حقیقت شده اند. كمی تأمل كنیم در می یابیم در این سالها، هیچكس به اندازه خود احمدی نژاد نتوانسته مردم جهان را به تأمل درباره حقایق درون ایران ناگزیر كند! زیرا هیچكس به اندازه او نتوانسته ما و مردمان دیگر را از دروغ و تقلب و خیانت در واقعیات و كژنمایی حقیقت ها منزجر و متنفر كند. براستی چه كسی توانسته ما را به راستگویی و امانتداری ترغیب كند، بیش از احمدی نژاد و همفكرانش كه دیده ایم به چه سهولتی دروغ می گویند، با چه صراحتی تقلب می كنند و حقایق بدیهی را وارونه جلوه می دهند؟سخنان احمدی نژاد در سازمان ملل درباره "كژنمایی واقعیت تاریخی 11 سپتامبر" یا هولوكاست باعث می شود ما به این نكته اهمیت بیشتری بدهیم كه همواره دروغگویانی چون او هستند (و شمارشان كم هم نیست) كه حقایق را "واورنه" و یا كج جلوه می دهند، تا به مقاصد خاص خود برسند. كژنمایی احمدی نژاد درباره هولوكاست و یازده سپتامبر كه بی شمارانی آن وقایع تلخ را با چشم خود دیده اند، باعث می شود جهانیان به دفاع از حقیقت ترغیب شوند، كاوش و جستجوی بیشتری بكنند و به حقیقتها دست یابند. باعث می شود آنها اندیشه كنند كه مبادا درباره اتفاقاتی كه با چشمان خود ندیده اند و یا درباره آنچه درون زندانها و جامعه تحت ستم ایران می گذرد ، احمدی نژاد به همین اندازه دروغهای گستاخانه و بزرگ گفته باشد؟ آنها در بسیاری مدعیات دیگر او تردید كرده و می كنند و در این مسیر، بیش از همه مسلمانان جهان به سایر گفته هایش شك دارند. زیرا به هر كیفیتی، مسلمانان جهان نسبت به دروغ و كژنمایی حقایق حساس اند و بخصوص بعد از شنیدن اخبار تجاوزها و جنایات حكومت ایران، هوشیارتر شده اند.برای ملت ایران هم كه دستانش زیر ساطور حكومتی خونریز گیر كرده، این نعمت بزرگی است كه احمدی نژاد را به كژنمایی درباره اتفاقی مثل 11 سپتامبر و یا سنگسار زنان ناگزیر می كند. زیرا این ملت عمری است دروغ شنیده و فریبكاری دیده، ولی همچنان نیازمند هوشیاری بیشتر برای مقابله با "فرهنگ دروغ" است.
اكنون بزرگترین "گروگان" حكومت كودتایی را نه فقط ملت ایران و یا زندانیان، بلكه باید "گوهر حقیقت" دانست. حكومت حقایق بسیاری از این دوران سی ساله را با قلب و فریب دستكاری كرده و تلاش دارد این دروغها را در اذهان فرزندان و جوانان ما و مسلمانانی كه "نسخه شفابخش اسلام طالبانی" را باور كرده اند، حك نماید.
باطل السحر این تحریفهای بزرگ تاریخی، آگاهی مردم است و به همین دلیل است كه نخبگان و آگاهی بخشان و روشنفكران، در تیررس بدترین حملات، اهانتها و افتراها و شكنجه ها و آزارها قرار گرفته و می گیرند. زیرا آنها چراغ راه را افروخته اند و مسیر حقیقت را می نمایانند.
باری! موقعیت بزرگی است كه دروغگویانی چنین وقیح در مقابل ما ایستاده اند. اقدام آنها به همان اندازه كه ما را خشمگین می كند، باید بر عزم و اراده و انگیزه ما برای مبارزه با فریب و نیرنگ بیفزاید. باید ما را برای دفاع از حقیقت مصّمم تر سازد و این واقعیت را به ما گوشزد كند كه دشمنان راستی و حقیقت، همواره آماده اند تا حقیقتهای بزرگ را فدای نیّات حقیر خود كنند. این مائیم كه اگر نتوانیم بر فرهنگ دروغگویی و سایر ترفندهای روانی آنها غلبه كنیم، و اگر سلاح هوشیاری خود را وا بنهیم، قطعا" از دامگه این دروغگویان در امان نخواهیم ماند و قربانیان آن خواهیم بود. هرچند كه جهان و خرد جمعی آن، عاقبت این خدایان دروغ را به قهقرای نابودی خواهد فرستاد.
اما ای كاش، بت شكنان این خدایان دروغین، قبل از همه، مردم حقیقت طلب ایران باشند. و ای كاش همواره مراقب نهال حقیقت و ترفندهای دشمنانش باشیم. تا از این رندان دروغگو كه به "سربازی ناخواسته" برای خدمت ناخواسته در لشگر كشف حقیقت آمده اند، بیشترین بهره را ببریم برای تخریب بنای دروغ و فساد
به قلم بابک داد