حتما یاد دارید که چطور یک پیاده می تواند آرام ؛ آرام خودش را جلو بکشد تا جایی که به اولین ردیف مقابل یعنی جایگاه خواص مهره های حریف برسد و چطور می تواند آنچنان قدرتمند شود که ناگهان به یک وزیر خطرناک تبدیل شده و بازی را در دست گیرد.
به راستی چطور یک شطرنج باز می تواند آنقدر کور باشد و سربازی را که در حال پیشروی به سمت سرزمین خود است نبییند؟
همه ی حرف بر سر این است وقتی تمام نخبگان و خبرگان و سپاهیانت را وادار کنی به جای بازی هوشمندانه فقط دور و بر شاه را گرفته و مواظب کیش دادن به او باشند ؛ سرزمین و حد و حدودش را به باد خواهی داد .
همه ی حرف بر سر این است وقتی تمام نخبگان و خبرگان و سپاهیانت را وادار کنی به جای بازی هوشمندانه فقط دور و بر شاه را گرفته و مواظب کیش دادن به او باشند ؛ سرزمین و حد و حدودش را به باد خواهی داد .
یادت باشد وقتی مهره های خاص و با ارزشت را به باد می دهی ؛ ناچار دشمن جای آنها را در صفحه شطرنج پر می کند .
آری ! نباید پیاده حریف را نادیده بگیری ؛ این پیاده ممکن است آنقدر به نظرت بی ارزش بیاید که او را خودی بدانی و مانع پیشروی اش نشوی ؛ بعد ناگهان می بینی او به جایی رسیده که نباید می رسیده و تمام رشته هایت را پنبه کرده است .
پیاده ای که وزیر می شود . از وزیری که در جایگاه خود بوده خطرناک تر است .
آری ! نباید پیاده حریف را نادیده بگیری ؛ این پیاده ممکن است آنقدر به نظرت بی ارزش بیاید که او را خودی بدانی و مانع پیشروی اش نشوی ؛ بعد ناگهان می بینی او به جایی رسیده که نباید می رسیده و تمام رشته هایت را پنبه کرده است .
پیاده ای که وزیر می شود . از وزیری که در جایگاه خود بوده خطرناک تر است .
پی نوشت :
- خدا نکند که پَستی به پُستی رسد..