من به نوشته هایم ایمان دارم میپرستمشان
نوشتن برای من فراموش کردنه حتی یه نوع تخلیه س .وقتی که می نویسم احساس مکینم یه نفر دیگر هستم و وقتی یک نفر دیگر میشم کسی می شم که خودم می خوام
اصلا انگار تمام آرمان ها و آرزوهام رو از این کلمات طلب می کنم
همه ی حقوق پایمال گشته ام از زندگی رو درون الفبایی که خودم کشفشون کردم جستجو می کنم..
وقتی مینویسم حس میکنم این باری که رو دوش منه بر دوش نوشته هام رها می کنم
برای من نوشتن یه نوع هم بستریه .... به عبارتی درست همون لحظه ی وصف ناپذیر یک لذته وقتی که با هر حرف هم آغوش میشم و با هر جمله دنیایی را آبستن احساسی برخاسته از درونم می کنم
نوشتن برای من فراموش کردنه حتی یه نوع تخلیه س .وقتی که می نویسم احساس مکینم یه نفر دیگر هستم و وقتی یک نفر دیگر میشم کسی می شم که خودم می خوام
اصلا انگار تمام آرمان ها و آرزوهام رو از این کلمات طلب می کنم
همه ی حقوق پایمال گشته ام از زندگی رو درون الفبایی که خودم کشفشون کردم جستجو می کنم..
وقتی مینویسم حس میکنم این باری که رو دوش منه بر دوش نوشته هام رها می کنم
برای من نوشتن یه نوع هم بستریه .... به عبارتی درست همون لحظه ی وصف ناپذیر یک لذته وقتی که با هر حرف هم آغوش میشم و با هر جمله دنیایی را آبستن احساسی برخاسته از درونم می کنم