نمی دانم مرا بکجا خواهند برد . انتظار پذیرایی ندارم . انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم . ممکن است مرا بزنند . بدجوری .
ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند . بدجوری .
وممکن است حتی مرا بقول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند . هرچه را که پیش آیدبه آغوش می کشم . برای آینده ی مردمان سرزمینم . بدرود .
با احترام و ادب و امتنان : محمد نوری زاد 5/28 /89 ساعاتی مانده به افطار
گفتنی ست اخیر نوری زاد نامه ای بسیار تند به رهبری نوشته و فراخوانی مجدد وی به اوین نتیجه نامه وی می باشد
پی نوشت مدیر این وبلاگ خطاب به دکتر نوری زاد :
جناب آقای دکتر نوری زاد : افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر … شما بالاترین و بزرگترین مجاهدت ها را که همانا گفتن سخن حق در مقابل حکام جائر است انجام دادید . ملت حق جو و آزادی خواه این مجاهدت ها را ارج می نهد …
جناب دکتر نوری زاد یه یقین که شما از ما آزادتر هستی چرا که ما همچنان در بند ترس و نا امیدی اسیر هستیم
آقای دکتر تو را هیچ کجا نمیتوانند ببرند …. جای تو در قلب و در خاطره های جاودان ما و سرزمین ماست
"الیس صبح بقریب"
و اما شما ای ظالمان ! گیرم که در باورتان به خاک نشسته ایم! و ساقه های جوانمان از ضربه های تبرهایتان زخمدار است؛ با ریشه چه میکنید؟ گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرندهاید پرواز را علامت ممنوع میزنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟ گیرم که می زنید، گیرم که میبرید، گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟
